كارشناس پاسخگو: آقاي ايمان
سوال اول: ببخشید طلبه شدن شرایط خاصی دارد؟
پاسخ: یک سری شرایط فردی دارد مانند انگیزهی قوی، عشق و علاقه، شناخت طلبگی در اوضاع و احوال امروز جامعه و غیره. و یک سری شرایط قانونی مانند سن و مدرک و آزمون و غیره دارد که میتوانید از حوزه علمیه خواهران بپرسید. توصیهی ما این است که حتما پیش از ورود، تحقیق، تفکر و مشورت با اهل فن بهویژه طلبههای خواهر بفرمایید.

سوال دوم: در این پست که مربوط به شهادت زن و مرد است. تنها عامل اینکه شهادت دو زن برابر با شهادت یک مرد است، عواطف و احساسات و شرم و حیای زن نسبت به مرد است. اگر اینطور باشد خیلی قانع کننده نیست. میشه بیشتر و ساده تر توضیح بدید؟
پاسخ: اولا ما از شما میخواهیم که یکبار دیگر آن پست را با دقت بخوانید و دقیقا اشکال خود را مطرح بفرمایید. ثانیا توضیح بیشتر و سادهتر اینکه مبنای اسلام این نیست که زنان همانند مردان در عرصههای مختلف اجتماعی ظاهر شوند (حال اگر خواستید در اثبات این مبنا هم بحث میکنیم ولی فعلا شما به عنوان اصل موضوعه بپذیرید) و از آنجایی که در محکمه قضاوت و دادگاه و پاسگاه عمدتا افراد بزهکار در آنجا قرار دارند و عفت و حیا و نجابت زن در معرض تهدید قرار داد و از طرفی زن مسئولیت تربیت فرزندان را به عهده دارد لذا اسلام شرایطی را برای حضور زنان در این مجامع ترسیم کرده است که زنان بهراحتی در دسترس برای ورود به این فضاها نباشند. آوردن دوشاهد سختتر از یک شاهد و چهار شاهد به مراتب سختتر از دو شاهد است. همهی این دستورات اسلام برای حفظ مقام و مسئولیت زن است. اگر قانع نشدید باز هم در خدمتیم ولی خواهشا سوالتون را دقیق بپرسید.

سوال سوم: آیا درسته که میگن امام زمان ما رو هر روز میبینند و برامون دعا میکنن؟
پاسخ: بله درست است. طبق آیات قرآن مانند سورهی توبه آیه ۱۰۵ که خدای تعالی میفرماید: و قل اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله و المومنون. یعنی ای پیامبر بگو هر کاری میخواهید بکنید پس خدا و رسولش و مومنون عمل شما را میبینند. طبق روایات، منظور از مومنون ائمهی اطهار علیهم السلام هستند. همینطور در آیه ۱۲ سورهی یاسین خدای تعالی میفرماید: و کل شیء احصیناه فی امام مبین. یعنی ما علم هر چیزی را در امام مبین قرار دادیم. که باز هم منظور از امام مبین ائمهی اطهار علیهم السلام هستند. لذا طبق این دو آیه شریفه امام عصر روحی فداه هر لحظه ما را میبینند و بر ما احاطهی علمی دارند نه تنها ما بلکه ماسوی الله. اما روایات که بسیار آمده است که ائمهی اطهار علیهم السلام عین الله (چشم خدا) هستند. در زیارت روز جمعه حضرت ولی عصر علیه السلام که در مفاتیح الجنان آمده است، میخوانیم: السلام علیک یا عین الله فی خلقه. یعنی سلام بر تو ای چشم خدا در میان مخلوقاتش. اما توقیعاتی از جانب حضرت صاد رشده و تشرفاتی در کتب معتبر مانند بحار الانوار مرحوم علامه مجلسی نقل شده است که آن حضرت برای ما دعا میکنند. که شرحش مفصل است. مثلا در یکی از آنها میفرمایند: ما از رعایت حال شما کوتاهی ننموده که اگر اینچنین نبود دشمنان شما را از بین میبردند. یا سید بن طاووس مناجات آنحضرت را شنیده است که خدایا این شیعیان با تکیه بر محبت به ما گناهانی کردهاند آنها را بر ما ببخش. البته این مناجات مفصل است.
سوال چهارم: من خیلی درگیر قضیه اخراج آدم و حوا از بهشت هستم!! اگه شیطون وجود نداشت زندگی چطوری میشد؟ همه میرفتیم بهشت؟ این چیزا که فکر میکنم مغزم هنگ میکنه!!! قدرت زیادی میخواد که بشه درک و هضم کرد این موضوعات رو!!
پاسخ: خیلی درگیر نباشید. بسیار هم ساده است البته اینکه تفکر میکنید بسیار عالی است ادامه بدهید و سوالاتتون را بپرسید. چه شیطان باشد چه نباشد و چه حضرت آدم حرفش را گوش میکرد و چه نمیکرد در اصل مساله فرقی نمیکرد. چونکه آن بهشت، بهشت خلد نبوده است به دلیل اینکه بهشت خلد بعد از این دنیاست و در آن شیطان راه ندارد و کسی هم که وارد آن بشود اخراجش نمیکنند و اساسا نمیشود که بیرون رود و آن بهشت، پاداش مومنین و متقین است. لذا آگر میبینید در قرآن از آن مکان بابا آدم و مامان حوا به جنة تعبیر شده است به معنای باغ است. و اصلا در لغت جنة یعنی باغ به آن بهشت خلد هم اگر جنة گفته شده است برای همین است که پر است از باغ. لذا طبق تفاسیر خدای تعالی آن دو را در یکی از باغهای زمین اسکان داد و پر واضح است که آن باغ گنجایش هزاران و میلیونها و میلیاردها انسان را نداشت و پس از مدتی خود به خود نسل آدم به خارج از آن باغ منتقل میشد. در ضمن این دنیا محل امتحان است که هر یک از ما باید امتحان بدهیم و برویم و این نتیجه امتحان است که معلوم میکند چه کسی بهشتی و چه کسی جهنمی است. لذا با وجود شیطان این امتحان سخت تر شده است و گرنه در اصل امتحان، بودن یا نبودن او تأثیری ندارد. برای اطلاع بیشتر میتوانید به تفسیر نمونه که آسان و در دسترس است رجوع کنید.
سوال پنجم: نمیدونم این حرفی که میخوام بگم کفر محسوب میشه یا نه؟! ولی باید به یه نتیجه ای برسم دیگه!!! چرا باید یه چیزی به نام خدا وجود داشته باشه؟؟؟ چرا جهان صاحبش خداست؟؟؟ چرا فقط یک صاحب؟؟؟ اصلا چرا باید از خدا اطاعت کنیم؟؟؟ سوالمو نمیتونم دقیق بپرسم چون نمیتونم خوب سوالمو توصیف و مشخص کنم! یه عالمه سوال دارم و دوست دارم همه را بپرسم.
پاسخ: باید بدانید که کفر محسوب نمیشود چون باید به نتیجه برسید. عقل میگوید این نظم دقیق و حساب شدهی عالم نمیتواند اتفاقی باشد. شما ده عدد انگشت دست دارید که نقش سر هیچکدام با دیگری یکسان نیست. نقش سر انشگتان شما با دیگران نیز یکسان نیست یعنی هر انگشتی برای خودش یک نقش مخصوص دارد شما حساب کن در طول تاریخ یا نه همین هفت هشت میلیارد انسان روی زمین که زندهاند چند تا انگشت دارند و چند تا نقش مخصوص وجود دارد. اگر مخصوص نبود علم انگشت نگاری بیهوده بود. به نظر شما یک همچین نظم دقیق و منحصر بهفردی اتفاقی است و ناظمی و خالقی ندارد؟ شما مجلات پزشکی درباره بدن خودتون و شگفتیهای آفرینش را مطالعه کنید برنامه های مستند را ببینید به این نظم دقیق بیشتر پی میبرید مثلا زندگانی موریانه ها یا زنبور عسل را بخوانید. پیشنهاد میکنیم کتاب توحید مفضل را که از زبان امام صادق علیه السلام و در همین ارتباط است را حتما بخوانید و در این مسائل روزی چند دقیقه تفکر کنید تا بر ایمان شما افزوده شود چرا که یکی از راههای تقویت ایمان، تفکر در مخلوقات پروردگار متعال است. و پرواضح است خدا که خالق این جهان است پس صاحب و مالک آن هم هست شما خودتان اگر یک وسیله ای را اختراع کردید آیا خودتان را مالک و صاحب آن نمی دانید؟! مضافا اینکه این نظم دقیق ایجاب میکند که صاحب و مالک و خالق آن یکی باشد چون اگر بیشتر از یکی باشد فساد پیش می آید یک خدا میخواهد خلق کند و دیگری معدوم. یکی میخواهد الان باران بیاید و دیگری میخواهد خشکسالی باشد. همین طور دیگر اختلافات که منجر به فساد میشود. اگر هم با یکدیگر مشورت کنند و یک رای و یک نظر بدهند که همان خدای واحد میشود. از طرفی خدا باید نامحدود و نامتناهی باشد چون باید عالم و قادر باشد و علم و قدرتش هم باید بی نهایت باشد( چون اگر علمش محدود باشد که نمیتواند بر همه چیز آگاهی داشته باشد و اگر قدرتش محدود باشد که نمیتواند هرکاری را که اراده کرد و صلاح دانست انجام دهد) لذا اگر بیش از یک خدا باشد علم و قدرتش محدود میشود و در نتیجه خدا محدود میشود که چنین خالق و مالک و صاحبی که محدود باشد نمیتواند خدایی کند. با توجه به مطالب فوق مشخص میشود که چرا باید اطاعتش کنیم چون او مالک ماست و سعادت ما در اطاعت از اوست و همین است رمز قبولی در جلسه امتحان این دنیا لذا اگر طالب بهشت هستیم باید او را اطاعت کنیم. البته او به ما اختیار داده و میتوانیم او را اطاعت نکنیم. لطفا به این پاسخ فکر کنید و اگر باز هم سوالی در هر زمینهای داشتید با خیال راحت بپرسید ما شجاعت گفتن نمیدانم را داریم و اگر بلد نبودیم تحقیق میکنیم و پاسخ میدهیم.
از الطاف شما سپاسگزاریم. موفق باشید.