با سلام و احترام كه ما را در جريان سوالاتتون قرار مي دهيد .به عنوان مقدمه خدمت شما عرض ميكنم كه:

تا قبل از ظهور اسلام زنان در كنار گوسفندان و برده ها به فروش مي رفتنداين را هم شما مي دانستيد هم ما.

 

آنها زنده زنده دفن مي شدند و ارزش آنها بعضا كمتر از شتر بود (بماند كه الان نيز بوي جاهليت مدرن  به مشام مي رسد.الان نيز زنان دربرخي  خيابان هاي كشورها به فروش مي رسد)

 

ولي با ظهور اسلام زنان از كنارچهارپايان برداشته شدند ،دستان او بوسيده شدند ارث ، نفقه و مهريه براي ايشان وضع شد .با آنها معامله انسان شد نه حيوان !

 

خلاصه همه اينها به بركت ظهور پيامبر مهربانمان و حضور ايشان در كنار  زنان بود. به نحوي كه دست دخترشان را مي بوسيدند.

 

زنان در اسلام براي هيچ كدام از اموري كه در خانه انجام ميدهند نبايد به اكراه و اجبار وا داشته شوند حتي در عوض آن مي توانند پاداش و حقوق مالي در يافت كنند البته به جز تمكين مرد .يعني حتي براي شير دادن بچه نيز مي توانند از شوهرانشان تقاضاي پول نمايد چه برسد به شستن لباس يا پختن غذا!

 او تنها وظيفه اي كه دارد مسائل عاطفي و تمكين مرد است كه وظيفه اساسي اوست .

 اين آيه در خطاب به زناني است  كه از اين حقوق اساسي سرپيچي مي كنند و آرامش خود و شوهرشان را با عدم تمكين بهم مي ريزند و نه هر زني .

 

 -قرآن براي اين زنان سه راهكار پيش روي مرد قرار داده است

 الف) آگاه كردن زن با موعظه و خير خواهي :

عزيزم رفتار تو هيچ دليل منطقي ندارد . ما مي توانيم با گفتگويي كاملا منطقي اين موضوع را حل كنيم . وقتي مي توان در اوج لطافت مشكلات را حل كرد چرا قهر و بي محلي؟اين راه اول پيشنهادي قرآن است

 ب) وقتي زن باز هم به رفتار سابقش ادامه مي دهد يعني رفتارعاطفي در مورد او جواب نميدهد .قرآن راهكار دوم رادر  تحريك عاطفه مي داند .

دقت شود باز هم پاي عاطفه و عشق در ميان است البته از نوع محرك آن .يعني دوري كردن ازاو در  خوابگاه .دقت كنيم  چه مي گويد قرآن : َ "اهْجُرُوهُنَّ فی الْمَضاجِع "يعني در بستر از آنها فاصله بگير نه اينكه بستر خود را جدا كن .خير .تا به حال به اين موضوع اينگونه دقت شده بود؟در عين حال كه در كنار او هستي گوئي در كنار او نيستي!!! زن در اين مرحله هرچه هم سنگ دل باشد بايد علت اين كنار گيري را بفهمد

 ولي وقتي باز هم او منكر مسئله مي شود و رفتار ناپسند خود را تكرار مي كند قرآن وارد مرحله سوم مي شود . يعني تنبيه

 ج) تنبيه:

اين كلمه بار منفي خاصي دارد كه برخي بازهم شايد در مقام انكار حقوق زن در اسلام، قرآن را متهم مي كنند، ولي بايد موضوع واكاوي شود .

 جان كلام آنكه :

اين تنبيهي كه ما در ذهن خود از واژه تنبيه داريم زمين تا آسمان با آنچه مراد قرآن است متفاوت است .ضرب در نگاه ما به بستري شدن در بيمارستان و خون ريزي نزديك  است چيزي شبيه جنگ ! البته از نوع يك طرفه. يعني زن زير دست و پاي مرد در حال جان كندن است ! وه ! چه برداشت كودكانه اي.

   با دقت در كتب فقهي و روائي متوجه مي شويم اولا زدن بايد خفيف و ملايم باشد دوما نه موجب شكستگي شود نه موجب جراحت ،سوما هيچ اثر كبودي نيز نبايد باقي بماند.

 به اين فتواي مقام معظم رهبري دقت كنيد :

 اگر به واسطه سیلی زدن به صورت، رنگ صورت سرخ شود، باید یک مثقال و نیم طلا شرعی طلای سکه دار و اگر کبود شود سه مثقال و اگر سیاه شود، باید شش مثقال شرعی طلای سکه دار به عنوان دیه پرداخت کند(1)

 پس قابل توجه كساني كه نگاهشان به اين آيه از روي ندانستن است دقت داشته باشند كه دين همه دين است نه آنچه كه من مي فهمم .

 علامه مجلسى (ره) در بحار الانوار، ج 104، ص 58 روایتى از فقه‏ الرضا (ع) نقل نموده است که «والضرب بالسواک و شهبه ضرباً رفیقاً؛ زدن باید با وسایلى مانند چوب مسواک و امثال آن باشد آن‌ هم با ".مدارا و ملایمت."

حالا بين خودمان باشد اساسا اينگونه زدن ،تنبيه تلقي مي شود؟ كه برخي به قرآن عزيز تهمت ضرب و شتم به زن را ميزنند؟اگر پاي انصاف در ميان باشد هر انسان فهيم و عاقلي به دقت بنيادي و روان شناسانه  قرآن در موردمواجه عاطفي با زن پي مي برد 

 نتيجه:

 پيامبر مهربان حضرت محمد صلي الله عليه و آله:

 گفتار مرد به همسرش: همانا من تو را دوست دارم، هرگز از قلب همسرش محو نمى‌شود.»(2)

 ....................

 (1) توضیح المسائل مراجع، ج 2 ، ص 830 ، چاپ 14، نشر دفتر جامعه مدرسین حوزه قم ، 1384

 

(2)وسائل الشیعه، ج 20، پیشین، باب استحباب حب النساء ... ص 23، حدیث 9