جايگاه زن در ايران قبل از اسلام
سلام. در مورد جايگاه زن در ايران قبل از اسلام سوال داشتم .وضعيت اونها قبل از اسلام بهتر بود يا بدتر؟متشكرم
سلام.به حجره مجازي خوش آمديد.
در مورد جايگاه زن در ايران قبل از اسلام و نيز زنداني كردن زنان به مطلب زير توجه كنيد .
زن در عهد هخامنشيان ٬ اشكانيان و ساسانيان ...
۱-دختر مستقلاً حق اختيار شوهر نداشت. اين حق به پدر اختصاص داشت. اگر پدر در قيد حيات نبود، شخص ديگر اجازة شوهر دادن دختر را داشت. اين حق نخست به مادر تعلق مي گرفت و اگر مادر مرده بود متوجه يكي از عموها يا داييهاي او مي شد. (ايران در زمان ساسانيان/ كريستين سن ۳۴۶ و ۳۴۷٫)
۲-شوهر بر اموال زن ولايت داشت و زن بدون اجازة شوهر حق نداشت در اموال خويش تصرف كند. به موجب قانون زناشويي فقط شوهر شخصيت حقوقي داشت. (همان /ص ۳۵۱)
۳-شوهر مي توانست به وسيلة يك سند قانوني زن را شريك خويش سازد. در اين صورت زن شريك المال مي شد و مي توانست مثل شوي خود در آن تصرف كند. فقط بدين وسيله زوجه مي توانست معاملة صحيحي با شخص ثالث به عمل آورد. (همان ، ص ۳۵۲)
۴-هرگاه شوهري به زن خود مي گفت: از اين لحظه تو آزاد و صاحب اختيار خودت هستي، زن بدين وسيله از نزد شوهر خود طرد نمي شد، ولي اجازت مي يافت به عنوان «زن خدمتكار» (چاكر زن) شوهر ديگري اختيار كند… فرزنداني كه در ازدواج جديد در حيات شوهر اولش مي زاييد، از آنِ شوهر اولش بود؛ يعني زن تحت تبعيت شوهر اول باقي مي ماند. (همان ، ص ۳۵۳٫)
۵-شوهر حق داشت يگانه زن خود را يا يكي از زنانش را (حتي زن ممتاز خود را) به مرد ديگري كه بي آنكه قصوري كرده باشد محتاج شده بود بسپارد (عاريه بدهد)، تا اين مرد از خدمات آن زن استفاده كند؛ رضايت زن شرط نبود. در اين صورت شوهر دوم حق دخل و تصرف در اموال زن را نداشت و فرزنداني كه در اين ازدواج متولد مي شدند، متعلق به خانوادة شوهر اول بودند و مانند فرزندان او محسوب مي شدند… اين عمل را از اعمال خير مي دانستند و كمك به يك هم دين تنگدست مي شمردند.
خلاصه اين است كه براي اينكه نام خانواده ها محفوظ بماند و اصل مالكيت خاندانهايي كه حق مالكيت داشته اند متزلزل نشود و ثروتي كه از آنها باقي مي ماند به دست بيگانه نيفتد، اگر كسي مي مرد و فرزند پسري از او باقي نمي ماند و به اصطلاح اجاقش كور مي ماند، «ازدواج نيابي» بعد از قوتش انجام مي دادند.
در باب ارث مقرر بود كه زن ممتاز و پسرانش يكسان ارث ببرند. به دختران شوهر نكرده نصف سهم مي دادند. چاكر زن و فرزندان او حق ارث نداشتند، ولي پدر مي توانست قبلاً چيزي از دارايي خود را به آنان ببخشد يا وصيت كند كه پس از مرگ به آنان بدهند. (همان /۳۵۷٫)
۶-ازدواج با محارم كه سنتي رايج بوده [و] در آن عهد و از دوران پيشين سابقه داشته است روي همين اساس قرار داشته است؛ يعني خاندانها براي اينكه مانع اختلاط خون خود با بيگانه و افتادن ثروت خود در اختيار بيگانه بشوند كوشش مي كرده اند تا حد امكان با اقرباي نزديك خود ازدواج كنند، و چون اين عمل بر خلاف مقتضاي طبع بوده، با زور و قدرت مذهب و اينكه اجر و پاداشش در جهان ديگر عظيم است و كسي كه امتناع ورزد جايش در دوزخ است، آن را كم و بيش به خورد مردم مي داده اند.
۷-هرودوت دربارة طبقة اشراف عهد هخامنشي مي گويد:
« هر كدام از آنها چند زن عقدي دارند ولي عدة زنان غيرعقدي بيشتر است.» (مشيرالدوله، تاريخ ايران باستان، جلد ششم، چاپ جيبي/ ۱۵۳۵٫)
۸-استرابون دربارة همين طبقه مي گويد: «آنها زنان زياد مي گيرند و با وجود اين ، زنان غيرعقدي بسيار دارند.» (همان ص ۱۵۴۳)
۹-ژوستين از مورخان عصر اشكاني دربارة اشكانيان مي گويد: «تعداد زنان غيرعقدي در ميان آنها و بخصوص در خانوادة سلطنتي از زماني متداول شده بود كه به ثروت رسيده بودند، زيرا زندگاني صحراگردي مانع از داشتن زنان متعدد است.(همان ص ۲۶۹۳)
۱۰-به موجب متون زرتشتي ساساني و به ويژه «ماتيگان هزار دادستان»، زنان اموال و مايملك مرد دانسته مي شده اند و بهايي معين داشته اند. بهايي كه معمولاً برابر با قيمت يك مرد برده، يعني در حدود ۲۰۰۰ سكه نقره بوده است. اين نكته همچنين از نخستين شواهد پيدايي برده داري در ايران عصر ساساني حكايت مي كند (بنگريد به مدخل «برده و برده داري» Barda and Bardadari در دانشنامه ايرانيكا)
۱۱-در كتاب پهلوي «بندهش» چنين گزارش مي شود كه اورمزد از يافتن موجودي ديگر براي انجام زايمان ناتوان بود و از روي ناچاري زن را براي اينكار انتخاب كرد. زني كه حتي خداوند را نيز مي رنجاند و از تبار «جِـهي» (روسپي/ دختر اهريمن) است. به اين ترتيب زنان نمي توانسته اند همچو مردان راهي به سراي اهورامزدا داشته باشند (بندهش، مهرداد بهار، بخش نهم، در باره چگونگي زنان).
۱۲-زنداني كردن زنان به هنگام زائيدن طفل مرده نيز رايج بود. در اين هنگام مزداپرستان مي بايد در جايي بي آب و علف، اتاقكي بسازند و زن را به آنجا ببرند. زن موظف بود در آن اتاقك چند جام از آميخته پيشاب گاو نر با خاكستر را بنوشد در حاليكه تا سه روز حق نوشيدن آب را نداشته است (ونديداد، از مجموعه اوستا، گزارش استاد جليل دوستخواه، جلد دوم، ص ۷۱٣ تا ۷۱۶).
۱۳-آذرباد مهرسپندان در اندرزهاي خود كه تنها خطاب به مردان نوشته شده است، سفارش مي كند كه تا جاي ممكن مانع از رفتن زنان خود به بيرون از خانه شوند. اما چنانچه به ناچاري زنان قصد خروج از خانه را داشته اند، موظف بوده اند با حجاب كامل و پوشش يكدست سر تا پا در انظار همگان ظاهر شوند و چنانچه كمترين آرايش و زيور خود را به ديگران نشان مي داده اند، شايسته جهنم دانسته مي شده اند (بنگريد به بخش هاي گوناگون از كتاب ارداويراف نامه). البته زنان اشراف در جامعه طبقاتي زرتشتي ساساني از اين قاعده و بسياري قواعد ديگر معاف بوده اند.
۱۴-زندگي زناشويي زن نيز زير نفوذ عميق موبدان بود. دختر موظف بود در سن ۹ سالگي با شوهري كه برايش انتخاب مي كرده اند، ازدواج كند و اگر به مدتي طولاني از اينكار سرباز مي زند و زندگي بدون شوهر را ترجيح مي داد، سزاوار مرگ بود. اين مجازات همچنين براي زني كه به قهر شوهر خود را ترك گفته بود نيز در نظر گرفته مي شد (شاهنشاهي ساساني، تورج دريايي، ترجمه مرتضي ثاقب فر، ص ۱۷٣ تا ۱۷۵).
۱۵-زنان مي بايد سه بار در روز در برابر شوهران خود زانو مي زدند و مي پرسيده اند كه آقايش دوست دارد امروز چه كاري برايش انجام شود. با اين حال، زنان حق تقاضاي طلاق و حق تصرف جهيزيه خود را داشته اند. اما پس از طلاق حق گرفتن منافع مترتب بر اموال و جهيزيه خود را نداشته اند. مردان طبقه اشراف مي توانسته اند بدون محدوديت زنان متعدد بگيرند. به هر تعدادي كه امكانات مالي نگهداري از آنان را داشته باشند. همچنين مردان مي توانسته اند تا در صورت فقر و ناتواني زن خود را بفروشند و يا در صورت ناباروري خود، آنان را براي مدتي معين در اختيار مرد ديگري بگذارند و در واقع اجاره دهند (ماتيگان هزار دادستان، بخش سوم).
۱۶-ازدواج با محارم يا «خْـويدودَه» بدون در نظر داشتن رضايت يا نارضايتي زن، به گستردگي تبليغ مي شد. بطوريكه گناه مرد لواط كار تنها در صورتي پاك مي شد كه با مادر يا خواهر و يا دختر خود وصلت مي كرد (خرده مقالات، بيژن غيبي، چاپ آلمان، ص ٣۵۰).
۱۷-كليه زنان(خوب و بد) اصولا سرشت اهريمني خود را دارند زيرا زنان نيك كه حيض ميشوند و دختران مرد نديده كه اصالت نيافته اند حق ندارند از نذري ايزدان و امشاسپندان (در جشنها) بخورند. يشتها 2 /197 /10 / 54
۱۸-زنان جهي و بدكاره اصولا حق حيات ندارند و بايد برانداخته و كشته شوند . در ميراث ديني ، اين كليشه تكرار شده است : « زن پست جادوگر جهي بايد برانداخته شود .» يشتها 1 /145/ 9 12 16 .+2 / 108/ 142.+173. ونديداد 18/ 62 ، 13/ 44 ،6/ 1 ،13/ 48 ،8 /80 ،14، 51، 17/ 54.
۱۹-زنان نيك آناني هستند كه نيك گفتار و نيك كردار باشند ، فرزندان نر بزايند و فرمانبردار شوهر خويش باشند . در يسناها و يشتها اين كليشه ها مكرر آمده است :
« گروه زنان دارندۀ فرزندان نر ، زنان دارندۀ پسران ، پسران نامور ، را ميستاييم ، زني كه خوب گويد و خوب كند و فرمانبردار سرور ، فرمانبردار شوهر ، مطيع بزرگ خويش باشد .»ن.ك : يسنا1/ 141 / 4/ 11.+1/ 179 /11 / 18.+ ويسپرد 37 / 3 / 4.+ 50 /11/ 14.+ يشتها 1 /103/ 5 7. + 1/121 /38 /1. + 123/ 39 / 2.+ 2/ 170 / 18. + خرده اوستا 168 / 8 9 .+ ونديداد 2/ 27، 30 .+ 11 /5.
۲۰- « اهورا مزدا زنان را به نيكوكاري واگذاشت ، اما زنان گريختند و به اهريمن روي آوردند . مزدا چاره اي انديشيد و نرسه خداي نر پانزده ساله را آفريد و او را برهنه در پي اهريمن آويخت تا زنان به او روي كنند و چنين شد و نخستين ختودت اهريمني حاصل گشت . از اين روي زنان زادۀ اهريمن و اهريمني منش هستند . مزدا يار نيكو مردان است و اهريمن يار زنان . مزدا كوشيد تا مردان نيك را از زنان دور دارد. در پي درگيري مزدا با اهريمن ، اهريمن شكست خورد و بي هوش شد . ديوان نتوانستند اورا به هوش آورند . جهي دختر اهريمن پدر را به هوش آورد . اهريمن سر جهي را بوسيد . بازده اين بوسه ، خون حيض بود كه از جهي پديدار گشت.. اهورا به زن گفت با آنكه پتياره هستي و از جنس جهي دختر اهريمن ميباشي تورا آفريدم ، تورا ياري ميكنم زيرا مرد از تو زاده ميشود ، با وجود اين مرا آزار خواهي داد . اگر مخلوقي مي يافتم كه مرد از او زاده شود تو را نمي آفريدم . هرچه گشتم چيزي نيافتم كه مرد از او زاده شود جز زني كه از جنس جهي پتياره دختر اهريمن بود . ».ك : ونديداد 2/972 975 1286 -+ بندهشن هندي
« اهريمن با گروه جهي ديو(=زنان) نزديكي كرد ، مادگان(=زنان) را پليد ساخت ، مادگان نران(=مردان) پليد سازند و از خوش كاري روي گردانند. »ن.ك : گزيده هاي زات اسپرم154.
۲۱-در ميراث ديني دوران تاريخي، به ترتيب : مال و كالاي ماده و چارپاي ماده و زن در كنار هم قرار گرفته اند : در احكام ديني آمده است : « مردي كه دختري را آبستن كرده همه را فرض است تا از آن نگهداري بكنند كه كودك برسد . همه مسئول همۀ زايمان هاي مادگان دوپا و چارپا هستند. آن دوپا، دختر است و آن چارپا ، ماده سگ است».« اگر مردان هم دين يا برادران يا دوستان از يكديگر خواسته (=مال و ثروت) ، يا زن يا خرد خواهند بايد كه خواسته (=مال و ثروت) دهند و زن به نكاح او برسانند و كلام مقدس به آن بياموزانند»ونديداد3 /1481 /15 / 19.+1/462 /4 / 44.
۲۲-گفته ميشود كه استقراض زنان نيز بخشي از فرهنگ اشرافيت ايراني بوده و انگيزه جنسي و عشقي صرف نداشته بلكه نياز به نيروي كار بوده و انگيزه هاي اقتصادي و بهره كشي داشته است :
« فرزنداني كه توليد ميشده اند گاه بفروش ميرسيدند ، واين منبع درآمدي براي پدر بود .زن و كودك و برده يك عنوان حقوقي داشتند »-ونديداد1 /507 ، 508 -> دينكرد37 /7. +8 /20 ،126.
۲۳-زن ربايي نيز حكم دزدي اموال را داشت و كيفرش مرگ بود[2] و هرگز معناي حفظ حرمت و كرامت و شرافت زن را نداشت زيرا در همن احكام ديني دوران تاريخي تجاوز به دختران بي سرپرست و يا دختراني كه زير سرپرستي پدر يا قيم خود بودند اما از رعايا محسوب ميشدند ، مجازات و يا حد شرعي و كفاره اي نداشت و متجاوز مورد پيگرد قانوني و شرعي قرار نمي گرفت. در احكام ديني آمده است كه دختران رعايا كه مورد تجاوز جنسي قرار ميگيرند و آبستن ميشوند نبايد شرمگين باشند و كودك خويش را سقط كنند كه اگر چنين كنند گناه بزرگي مرتكب شده اند و جرم جنحۀ عمدي دارد . دختران بي سرپرست و مجهول الهويه اي كه نيز مورد تجاوز قرار ميگيرند حق سقط جنين ندارند. «اگر در خانه ارباب آبستن شوند كودك به ارباب خانه تعلق داشت و در شمار بردگان بود. »[3] بر حذر داشتن سقط جنين كه در يشتها نيز آمده و إرت ، ايزد رفاه و خوشبختي از دست اين زنان و دختران كه بچه سقط ميكنند سخت مينالد و نمداند از اين گناه به زمين فرو رود يا به آسمان بالا رود .
منتظر سوالات بعدي شما هستيم.
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۱۱/۲۰ ساعت توسط (خادم حجره)
|
اول سلام! اينجا براي ما طلبه ها با گوشه حجره تفاوتي نداره. بهتر است ساعتمان را نه به وقت گرینویج بلکه به وقت صاحبِ زمان تنظیم کنیم.زکات علم ، آموختن است. بپرسید ، پیشنهاد دهید ، انتقاد کنید.ما جرات شنيدن حرف هاي شما را داريم،شما چطور؟(اين وبلاگ در سایت ستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی ایران ثبت شده است.)