راه های اثبات معـاد كدام است؟
شما كه ادعا ميكنين دنياي ديگري وجود داره چطوري ميخواين ثابت كنين؟همينجوري ميگين هست خب بدون دليل يه چيزي ميگين.
عليك سلام به شما پرسشگر گرامي. راستش ما نيز ادعاي بدون دليل نداريم براي اثبات اين موضوع راههاي زيادي وجود داره .مطالب زير را بخوانيد تا دلائل معلوم گردد.
راه های اثبات معـاد
برای اثبات هر موجودی سه شرط لازم است: 1- امکان 2- دلایل وقوع 3- نبود مانع.
1- امکان معاد: هیچ گاه از طریق علم ثابت نشده که معادی در کار نیست و هدف منکرین معاد فقط و فقط این بوده که مگر می شود انسان پوسیده و از بین رفته دوباره زنده شود؟
امام جواد (علیه السلام) می فرمایند: خوابیدن و بیدار شدن بهترین نمونه ای است که مردن و زنده شدن را برای ما قابل درک می کند. مثلاً هر سال به بهـار و پائیز توجه کنید که درختان و گیاهان زنده می شود و می میرد؛ یا کسی که به پیـامبر اشکال گرفت که این استخوان پوسیده چگونه قابل زنده شدن است؟ این آیه نازل میشـود:«بگو: «همان كسى آن را زنده مى كند كه نخستين بار آن را آفريد؛ و او نسبت به هر مخلوقى داناست».[1]
یک مثال ساده: اگر کسی بگوید من می توانم شمع آب شده وپلاستیک های آب شده را دوباره به صورت اول بر می گردانم هیچ کس تعجب نمی کند چرا که همانطور که بلد بود آن را درست کند خودش هم بلد است که در صورت از بین رفتن به شکل اول بر گرداند این کار در محدوده قدرت ماست اما قدرت خداوند که با قدرت ما قابل قیاس نیست می تواند استخوان پوسیده را دوباره به صورت اول برگرداند
یه مثال قرآنی:جریان عزیرپیغبرکه تعجب کرد چگونه خداوند مردگان را زنده می کند خداوند صد سال جان او را گرفت وبعد صدسال او را زنده کرد واز او سوال شد چقدر دراین جا درنگ کردی؟ گفت یک روزیا نصف روز...خداوند فرمود توصد سال مرده شدی ونگاه به الاغت کن وبه غذایی که به همراه داشتی؛ غذایت کاملاُ سالم مانده اما این الاغ را جلوی چشم تو زنده می کنیم وبه اوگوشت واستخوان را برمی گردانیم ودر آخر روح را در او می دمیم تا إینکه نشانه ای برای آیندگان باشد.
نکته:مرحله بعد اینکه بعداز إمکان زنده کردن مرده ها،این کار توسط چه کسی انجام می شود؟؟؟ خداوند می فرماید چطور در اصل آفرینش شک نمی کنید أما دربرگشت خودتان شک می کنید؟[2] در واقع باهمان قدرتی که انسان ها لباس خلقت پوشیدند با همان قدرت آن ها را زنده می کند.
یه مثال دیگه: چطور یه گاو می تواند ازعلفی که خورده شیر تولید کند؛ ازنفت خام مواد جامدی درست کنند؛ از دوغ که مایع است ذرات جامد درست کننـد؛ از نطفه که مایع است انسانی زنده و با تعقل بوجود آید؛ اما خداوند نعـوذ بالله نتواند انسان متلاشی شده را دوباره به شکل اوّل برگرداند؟؟؟
* دلیل دیگری برای اینکه قیامتی وجود دارد؛ اگر قرار بود کیفر و پاداش در دنیا داده می شد، مثلاً فردی از روی ظلم به کسی سیلی می زد بلافاصله دستش فلج می شد یا بیماری صعب العلاج می گرفت، باعث آزار اطرافیان می شد که این ظلم و بی عدالتی محسوب می شد؛ امّا در قیامت نسب و فامیلی قطع می شود و هر کس به فکر خودش است[3]. اما این نکته باعث اشکال نشود که محاکمه ی ظالم با اجرای حدّ، موجب ناراحتی أقوام می شود. باید گفت: اولاً جزای ظالم در دنیا و آخرت یکسان نیست. ثانیاً یک اصل کلّی که می گوید همیشه مصالح یک جامعه(امنیت اجتماعی)، مقـدم بر مصلحت افراد است.
* از طرفی اگر قیامتی در کار نبود و قرار بود جزای عمل در دنیا داده می شد، دیگر انسانها اختیارشان را از دست می دادند. بطور مثال اگر کسی تا نماز می خواند بلافاصله یک خانه ی بزرگ یا یک ماشین مدل بالا پاداش می گرفت، یا اگرکسی ظلم می کرد یک بلای آسمانی به سرش می آمد،دیگرهمه ی انسانها بخاطر طمع به پاداش و ترس از عذاب«عابد» می شدند و این ارزشی نداشت. اعمال انسان زمانی ارزش دارد که از روی اختیار باشد نه از روی طمع و خوف.
* انسان موجودی است روحانی و حیـوانی. یعنی هم میل به خوبیها دارد هم میل به بدیها. وقتی انسان پیش خدا محبوب می شود که با قرار گرفتن برسر دو راهی حق و باطل (با وجود کشش هایی که به باطل دارد) هوس ها را فراموش کند و خود را از بدیها حفظ کند. درست مثل جریان حضرت ابراهیم که بعد سالیان درازی صاحب فرزند شد بعد دستور خداوند صادر شد که باید زن وبچه را در بیابان رها کند وبعد ازمدتی که حضرت با فرزندش ملاقات کرد باز دستورآمد که باید فرزندش را ذبح کند ازطرفی عشق به فرزند وازطرفی عشق به خداوند با وجود این کشش های درونی دستورخداوند را إجراء کرد یا اینکه حضرت علی وفاطمه وامام حسن وامام حسین(علیهم السلام) وقتی خواستند إفطار کنند افراد مستحق درخواست کمک کردند ازطرفی غریزه طبیعی وازطرفی محبت به خلق الله اما با وجود همه این قضایا سه روز گرسنه ماندند. مخلص کلام اینکه وقتی عمل ارزش دارد که انسان این انتخاب را با کمال آزادی وکشمکش های غریزی قرار گیرد وإلّارزشی نمی داشت. حال اگرقیـامتی نبود وجزاء أعمال در دنیا داده می شد این ترس ازعذاب وطمع پاداش بود که راه درست را انتخاب وراه نادرست را ترک می کردیم واین برخلاف حکمت خدا است چرا انسان ها وقتی قرار باشد درمقام خلیفة اللهی قرار بگیرند یه شرطی دارد وآن شرط این است باید فقط وفقط انتخابش آزادانه وبه خاطر ترس وطمع نباشد مثلاً اگرکسی بخواهد نمازش را به خاطرجزای دنیایی بخواند این نماز انسان را ملکوتی نمی کند دیگه معراج مومن نیست اگه از زن نا محرم به خاطرترس ازعذاب دوری کردیم این عمل کی می تواند مقرّب باشد؟
* دنیا ظرفی مناسب برای اعطای کامل جزای انسانهانیست؛ بایدجایی باشد که ظرفیت کامل برای دریافت اجرانسانها باشد.مثلاً دنیا کجا ظرفیت اجرومزد رسول خدا، پیامبران، امامان معصوم، شهدای اسلام و بندگان صالح را دارد؟ وکجا ظرفیت دادن جزای بدکارانی مثل شمرها، یزیدها، حجاج ها و صدام ها را دارد؟ آیا با یک باراعدام کردن قاتل صد نفر، جزای او داده می شود؟؟؟
* ادله ای که برای اثبات روز قیامت داریم، فطرت ماست (که به معنای یافتن است در مقابل علم که به معنای دانستن است). هرکس خودش راازهمه ی مشاغل ذهنی، اوهامات و خرافات رهاکند، به مبدأ پی می برد که همان معاد است. بطور مثال احساس گرسنگی یا تشنگی یک نوع یافتن است. قرآن می فرماید: وقتی که انسـانها خودشـان را گرفتـار طوفان دریا ملاحظه کنند درمی یابند که الآن به کام مرگ فرو می روند، همان لحظه به یادخدا می افتد[4] و فطرتش به او می گوید: تنها خدا می تواند تو را از چنگال مرگ نجات دهد. امّا پس از نجات یافتن از طوفان،خدا را فراموش و دوباره روش کفرانه ی خود را درپیش می گیرد. پس درنتیجه برای هوس رانی در دو روز زندگی، این فطرت گویا را خاموش و چشم دلش را کور کرده تا بتواند راحت بدنبال شهوت رانی برود و وجدان خود را آرام کند.
* نبود معاد یعنی عبث و بیـهوده بودن این دنیا؛ یه مثال ساده: یک آدم عاقل بخواهد آپارتمـانش را کامل کند و بعد ازچند روز آنرا ویـران کند، آیا اینجا جای سؤال نیـست که اگرقصدی نداشـتی پس ساختن این آپارتمان برای چه بود؟ آیا انسـانی که از خاک تبـدیل به نطفه و بعد انسـان، و بعد از چند صبـاحی با راحتی یا با مشقّـت زندگی کرده، ظلم کرده یا خدمت کرده، بعد هم بگوئیم: نه خانی آمده نه خانی رفته، آیا نبود معاد ظلم نیست؟؟؟[5]
نون کامل شدن انسان است که خداوند در قرآن فرموده: در مرحله ی اوّل خاک، بعد نطفه، بعد علقه، بعد مضغه، بعد انسان، بعد سن طفولیت، بعد نوجوانی، بعد جوانی، بعد پیری و سپس مرگ، خب بعد از مرگ باید جایگاهی باشد که سیر انسانها ناقص نماند و به سر حدّ کمال برسد؟؟؟
مولوی می گوید: از جمادی مردم و نامی شدم- وز نما مردم ز حیوان سر زدم- مردم از حیوانی و آدم شدم.
برهان حکمت
الف- خداوند موجودی حکیم است و صدور فعل لغو و بیهوده از سوی او محال است؛ لذا باید افعال او غایت و هدف داشته باشد.
ب- محبت خداوند به خیر و کمال تعلّق می گیرد؛ بخاطرهمین جهان را طوری آفرید که بیشترین خیر و کمال بر آن مترتّب شود.
ج- با توجه به این که مخلوقات، عبث و بیهوده خلق نشدند و خواست خداوند براین بوده که بیشترین خیر و کمال حاصل شود، بنابراین باید مخلوقات به گونه ای باشند که خیر و کمال متناسب با انسانها حاصل گردد.
با توجه به مقدّمات فوق باید گفت: این دنیای مادّی در نهایت محدودیت ها و نقص هاست. اگر بنا باشد انسانها به سمت کمال متناسب با خودشـان برسند؛ وحال آنکه این دنیا قابلـیّت این هدف را ندارد، باید مکان کاملـتر و بهتری باشد تا انسانها بتوانند به کمالشان برسند.البته این حرکت به سوی کمال، اختیـاری است.
د- روح انسان برخلاف جسم او قابل بقاست و توانائی کسب کمالات ابدی و جاودانه را دارد.
موارد مشابه معاد در دنیا
الف- زنده شدن پس از مرگ، از آن جهت که حیات مسبوق به مرگ است؛ شبیه روئیدن گیاه در زمین بعد از خشک شدن آنهاست.
ب- خواب اصحاب کهف:« و اينچنين مردم را از حال آنها آگاه كرديم، تا بدانند كه وعده خداوند (در مورد رستاخيز) حقّ است؛ و در قيام قيامت شكى نيست...! »[6] «النَّومُ أخُ المَوت- خواب برادر مرگ است».
طبیعتاً انسان باید بخاطر نرسیدن به غذا از بین برود وبدنش فاسد شود؛ و بدنش دیگر قابلیت پذیرش روح را نداشته باشد. پس این طبق شرایط عادی طبیعت نبوده بلکه یک نیروی ماورای این نظام در کار بوده...
ج- زنده شدن بعضی از انسانها در دنیا: 1- روزی عزیر پیغمبر از مکانی رد شد و استخوانهای پوسیده را در آنجا نظاره کرد؛ ناگهان به ذهنش خطور کرد که این استخوانهای پوسیده چگونه به شکل اوّلیه بازمی گردند. خداوند صد سال جانش را گرفت و او را دوباره زنده کرد. 2- گروه بنی إسرائیل گفتند: تا خدا را نبینیم ایمان نمی آوریم؛ بعد از آن جریان مردند و دوباره با دعای حضرت موسی(علیه السلام) زنده شدند. 3- قتل یکی ازافراد بنی إسرائیل ودستورکشته شدن گاو:«سپس گفتيم: قسمتي از گاو را به مقتول بزنيد(تا زنده شود، و قاتل را معرفي كند). خداوند اينگونه مردگان را زنده مي كند؛ و آيات خود را به شما نشان مي دهد؛ شايد انديشه كنيد.»[7] 4- زنده شدن بعضی از مردگان توسط حضرت عیسی(علیه السلام).
1. قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ... یس- 79
2. فَسیَـقولونَ من یُعیدُنا قُـل الّذی فَطَرَکم أوّلَ مَرّةٍ...إسرا-51
3. فَلا أنسابَ بَینَهُم...مؤمنون- 101
4. فَإذا رَکِـبوا فی الفُـلکِ دَعَوُا اللهَ مُخلِصـینَ لَهُ الدّینَ...... عنکبوت- 65
5. أفَحَسِبـتُم أنّـما خَلَقـناکُم عَبَثاً.....مؤمنون- 115
6. وَ کَذَلِکَ أعثَرنا عَلَیهِم لِیَعلَموا أنّ وَعدَ اللهِ حَقٌّ.....کهف- 21
7. فَقُـلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها كَذالِكَ يُحْيِ الله المَوتی.........بقره- 73
اول سلام! اينجا براي ما طلبه ها با گوشه حجره تفاوتي نداره. بهتر است ساعتمان را نه به وقت گرینویج بلکه به وقت صاحبِ زمان تنظیم کنیم.زکات علم ، آموختن است. بپرسید ، پیشنهاد دهید ، انتقاد کنید.ما جرات شنيدن حرف هاي شما را داريم،شما چطور؟(اين وبلاگ در سایت ستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی ایران ثبت شده است.)