معاد ، خرافه يا واقعيت؟ آيا وجود جهان ديگري ممكن است ؟
سلام.
در
مورد جهان اخرت من اصلا نميتونم باور كنم اون جهان ميتونه باشه؟اخه باورش
سخته.اون دنيا عذاب و جهنمو؟يا خدا..آخه نه كسي رفته ديده نه خبري اومده از
خودتون در نياوردين؟؟
سلام و عرض ادب و احترام.حقيقتش اينه كه ما هيچ حرفي رو از خودمون نميزنيم. اگر دقت كنين يا سند قرآني ذكر شده يا رويات معتبر. يا با عقل جمعي سازگاري دارد يا بااجماع.اين هم كه شما نميتوانيد باور كنيد يا برايتان سخت است دليل بر نبود آن نيست.بشر امروز به خيلي از سيارات سر زده و خيلي از آنها ناشناخته باقي مانده ولي هيچ دانشمند فضا شناسي نميگويد چون من نرفته ام وجود ندارد. ما در اين پست شش دليل بر وجود معاد ذكر كرديم و در پايان از طریق بقاء ماده و انرژی اين موضوع را بررسي كرديم.اين مطالب تقديم به شما.
دلایل معاد
1.معاد ترسیم گرهدف خلقت
2.نتیجه عدل الهی
3.تجلی گاه وعده الهی
4. مظهر رحمت خدا
5. سیرنهایی تکامل انسانی
6.ربوبیت خدا ملازم با انسانهاست
1 .هدف ازخلق شدن انسان ها به خاطرجهان دیگری که کامل تروبرتراست چرا که اگرسرای دیگر نباشد آفرینش زمین وآسمان وانسان بعد ازچند روز زندگی,قرارباشد همه چیزازبین برود عبث وبیهوده خواهد بود وحال آنکه فعل خدا هیچگاه بیهوده نیست.[1]
از طرفی خداوند حق مطلق است که هیچ نوع بطلانی به ذات و صفات و أفعال او راه ندارد.توصیف جامع خداوند ملازم با هدفداری از آفرینش است که معاد تجسم بخش آن میباشد.
ذلک بأنّ الله هو الحقّ و أنّه یحیی الموتی و أنّه علی کلّ شیءٍ قدیر.[2]
سؤال: چه رابطه ای بین «حق» بودن خدا و برپا کردن قیامت است؟چون حق در مقابل باطل است،فعل حق تجلی گاه صفات اوست و همچنان که صفات ذاتی حق تجلی گاه ذات او میباشد اگر ذات خدا حق است و هیچ نوع بطلانی به او راه ندارد، باید در مقام توصیف اوراحکیم خواند؛ از آنجا که حکیم است باید فعل او دور از نقص و لغویات قلمداد گردد.
2.مقتضای عدل الهی: یکی از مسائل مهم، مسأله ی حسن و قبح عقلی است.التزام به انجام کار خوب و دوری از کارزشت، یک اصل کلّی است و فقط اختصاص به انسان ندارد؛ دراین مسأله فرقی بین ممکن الوجود(انسان) وواجب الوجودی نیست.
نکته: همه ی مردم یا صالح و مطیع اند یا فاسق و گنهکار.اگر خداوند بخواهد هر دو گروه را پاداش یا کیفر دهد، این رفتار عادلانه ای نیست.
نکته: برای تحقق مصداق أتمّ و أکمل عدالت، حیات دیگری لازم است.
الف) آیا ما کسانی را که ایمان آورده و عملهای شایسته انجام داده اند همانند فساد انگیزان در روی زمین قرار می دهیم؟ یا پرهیزکاران را مانند گنهکاران می سازیم؟[3]
ب) پس آیا ما تسلیم شدگان را همانند گنهکاران قرار می دهیم؟ [4]
ج آیا کسانی که مرتکب گناهان شدند گمان دارند که ما آنها را همانند کسانی که ایمان آورده و عملهای شایسته انجام داده اند، قرار می دهیم که زندگی و مرگشان یکسان باشد؟ بد داوری می کنند.[5]
این آیات صریحاً دلالت دارد براینکه با همه ی انسانها یکسان برخورد نمیشود.
برهان عدالت نيز همين را ميگويد: چه بسا گنهکاران و عاصیان در دنیا وضعشان بهترازمطیعان باشد؛ اگر آخرتی نباشد باعدالت خداوند سازگار نیست.
3) معاد تجلی گاه وعده إلهی:
خداوند در کتاب های پیشینیان ونیزدرقرآن کریم هم اصل قیامت هم پاداش وکیفر راوعده داده است وازطرفی عمل به وعده را همه عقلای عالم تائید وتخلف ازآن کاری زشت ونا پسند است اگر قیامتی نباشد وجزای أعمال داده نشود دیگه جایی برای حکم عقل وجود نخواهد داشت.
«يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ.....وَعْداً عَلَيْنا إِنّا كُنّا فاعِلِينَ».روزى كه آسمان را چون طومارى درهم مى پيچيم، (سپس)همان گونه كه آفرينش را آغاز كرديم، آنرا باز مى گردانيم; اين وعده اى است بر ما، و به يقين آن را انجام خواهيم داد[6]
«فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا حَتّى يُلاقُوا يَوْمَهُمُ الَّذِي يُوعَدُونَ».آنان را (به حال خود) واگذار تا در باطل غوطهور باشند و سرگرم بازى شوند تا روزى را كه به آنها وعده داده شده است ملاقات كنند (و نتيجه كار خود را ببينند).[7]
«خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ذالِكَ الْيَوْمُ الَّذِي كانُوا يُوعَدُونَ».در حالى كه چشمهايشان (از شرم و وحشت) به زير افتاده، و (پرده اى از) ذلّت و خوارى آنها را پوشانده است. اين همان روزى است كه به آنها وعده داده مى شد.[8]
4) معاد مظهر رحمت خداوند
معاد ازشاخه های رحمت خداوند است که در قرآن به این نکته هم إشاره دارد چرا که خداوند خود را ملزم می داند که بر بندگان خود ازدریچه رحمت نظرکند به خاطرهمین همه مردم را در آن جا گرد می آورد: بگو: «آنچه در آسمانها و زمين است،از آن كيست؟» بگو: «از آن خداست.» رحمت (و بخشش) را بر خود، لازم دانسته;(و به همين دليل،) بطور قطع همه شما را در روز قيامت، كه در آن شك و ترديدى نيست، گرد خواهد آورد.(آرى،) فقط كسانى كه سرمايه هاى وجود خويش را از دست داده اند، ايمان نمى آورند. [9]
سؤال: چگونه می شود قیامت باشد در حالیکه گروهی درنعمت وگروهی در عذاب باشند؟ آیا میشه عذاب را مظهر رحمت دانست؟
درپاسخ باید گفت أولاً: هرکس نتیجه کارإختیاری خود را می بیند این تقصیر خود انسان هاست که با لجاجت دریچه رحمت إلهی را به سمت خودشان بسته واز سرمایه إلهی در این جهان بهره نگرفته اند ودرمسیر حق قرار نگرفته اند به خاطر همین قرآن می فرماید: بگو: «زيانكاران واقعى كسانى هستند كه سرمايه وجود خويش و بستگانشان را در روزقيامت از دست داده اند. آگاه باشيد زيان آشكار همين است.»[10]
یعنی همانطورکه إحیای زمین از رحمت خداوند است إحیای مردگان شاخه ای از رحمت حضرت حق است.
5) معاد یا مرحله نهایی حرکت تکاملی انسان
فلاسفه در تعریف حرکت یادآور شده اند که حرکت براى خود امور ششگانه اى لازم دارد که یکى از آنها «غایت» حرکت است و انگیزه ى آنان براى اثبات چنین واقعیتى براى حرکت، از تصور مفهوم حرکت نشأت مى گیرد، زیرا واقعیت حرکت را سعى و تلاش تشکیل مى دهد و در ماهیت تلاش این نکته نهفته است که تلاشگر مى کوشد چیزى را که فاقد آن است به دست آورد و در این قسمت فرقى میان حرکتهاى ارادى و طبیعى نیست.
روى این اساس بشر از روز نخست با یک حالت «بى ثباتى» و «بى قرارى» آفریده شده و در هر لحظه با شرایط مختلفى رو به سوى کمال نهاده و حالتى را از دست مى دهد و حالت جدیدى را به خود مى گیرد. یک سلول کوچک و ناچیز، پس از عبور از گذرگاه هایى به نام «علقه، مضغه و …» به صورت انسانى درآمده است که با عشق و اشتیاق دست به کارهاى بزرگى مى زند ولى در عین حال حیات او همچنان حالت بى قرارى و نا آرامى را حفظ کرده و پیوسته در کوران حوادث از حالتى به حالت دیگر پرتاب مى شود.
قرآن به این برهان فلسفى که خود بیانگر قطعى بودن قیامت از نظر غایت داشتن حرکت است در آیات یاد شده در زیر اشاره مى کند:
خداوند در آیاتى مراحل تکاملى آفرینش انسان را از سلول (نطفه) تا هنگامى که به مقامى مى رسد که در آن آفرینش دیگرى پیدا مى کند (آفرینش بالاتر از مراحل قبلى) یادآور مى شود و به قدرى این آفرینش را بدیع و اعجاب انگیز مى شمارد که خدا خود را ستایش کرده مى فرماید:
(ثُمَّ اَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَکَ اللّهُ أَحْسَنُ الْخالِقینَ) .[11].
آنگاه به دو مرحله ى دیگر از مراحل تطور و تکامل او (مرگ و حیات مجدد) اشاره کرده و مى فرماید:
(ثُمَّ إِنَّکُمْ بَعْدَ ذلِکَ لَمَیِّتُونَ * ثُمَّ إِنَّکُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ تُبْعَثُونَ]).[12]
«شماها بعداً مى میرید سپس روز رستاخیز برانگیخته مى شوید».
هر سه جمله با کلمه ى «ثُمّ» که بر پیوستگى و تعاقب مراحل یاد شده دلالت مى کند، بیان گردیده است.
مجموع جمله هاى آیه، یک نَفَس و یک روح دارد و آن این که از روز پیدایش نطفه تا آخرین نقطه آفرینش که بر انگیختگى در روز قیامت است، یک حالت بر انسان حکومت مى کند و آن حرکت از نقص به سوى کمال، از حالت «فقدان» به حالت «وجدان» و از قوه به فعل مى باشد و نتیجه این مى شود که کمال آفرینش انسان با آخرین مرحله از هستى او که در روز قیامت تحقق مى پذیرد انجام مى گیرد و معاد، آخرین نقطه سیر تکاملى او است و این بیان در آیات دیگرى نیز به گونه اى نمایان است:
او است که دو جفت نر و ماده را از نطفه آنگاه که در رحم ریخته مى شود آفرید بر او است آفرینش دیگر [13]
از آیاتى که در آنها قیامت به نامهاى (اَلْمُنْتَهى * اَلْمُسْتَقَر* اَلْمَساق)توصیف شده است، مى توان این حقیقت را فهمید، زیرا گویى رستاخیز منتهاى حرکت و تلاش است (المنتهى) و حیات پر تلاطم انسان در آن روز به خود ثبات و قرار مى گیرد (المُسْتَقر) و در حقیقت این کاروان در حرکت، به آن نقطه سوق داده مى شود:(المساق). اینک آیاتى که بیانگر این حقیقت است:
«براى انسان نیست جز آنچه که سعى و کوشش نموده است و او به زودى حاصل کوشش خود را مى بیند، آنگاه به کامل ترین وجه جزا داده مى شود حقا که پایان تلاشها به سوى خدا است» [14]
«در آن روز به سوى پروردگار تو است قرارگاه».[15]
«در این روز نهایت سیر به سوى خدا است».[16]
در کلمات امیر مؤمنان (علیه السلام) به این شیوه از بیان اشاره شده است آنجا که مى فرماید::
وَإِنَّ الْخَلْقَ لا مَقْصرَ لَهُمْ عَنِ القِیامة مُرقِلینَ فى مِضْمارِها إِلَى الْغایَةِ القُصْوى): براى مردم چاره اى نیست از قیامت، آنان شتابگرانند در میدان این مسابقه به سوى آخرین هدف. [17]
6) ربوبیت خدا ملازم با معاد است: ربّ به معنی«صاحب»است.به صاحب خانه می گویند«ربّ الدّار».مقام ربوبی درحقیـقت مربوط به مقام تدبیرمربوب است.همانطورکه مقام خالقـیت مربوط به اصل آفرینش اوست، ممکن الوجودها ازجهت پذیرش آفرینـش، رابطه ی مخلوقی باخالق دارد؛ وازآنجا که پس ازآفرینـش دربقای هسـتی نیازبه تدبیرداردبا آفریدگارش رابطه ی مربوبی به خود می گیرد.پس ربّ یعنی همان مالک وممکنات همان مملوک اوهستند.مملوک بایدکلیه ی حرکات وسکناتش طبق نظرودستوراوباشد؛حال آنکه بندگان مملوک به دو دستـه مطیع و سرکش تقسـیم می شوند. باید ربّ العباد یک روزی را تعیین کند که به حساب آن برسد.
« واگر(ازچيزى)درشگفتى فرو مى روى،عجيب گفتار آنهاست كه مى گويند: «آيا هنگامى كه ما خاك شديم، (بار ديگر زنده مى شويم و) به خلقت جديدى باز مى گرديم؟!» آنهاكسانى هستند كه به پروردگارشان كافر شده اند;و غل و زنجيرها درگردنشان است؛ و آنها اهل دوزخند، و جاودانه در آن خواهند ماند.[18]
خداوند در این آیه این پیـام را می رساند که: اگر بنده ها مربوب هستـند پس انکار معاد چه جایگاهی دارد؟ زیرا قیامت یعنی روز بازخواست مسئـولیت ها؛ آیا معنا دارد خدا صفت ربوبی داشته باشد امّا به حساب بندگان نرسد؟
اثبـات معـاد جسمانی از طریق بقاء ماده و انرژی
درگذشته دانشمندان فکر می کردند وقتی انسـان می میرد یا شمعی می سوزد یا ماده ای مصرف می گردد، ماده ی بدن مرده و شمع سوخته و بنزین مصرف شده به کلی معدوم می شود؛ چون بازگشت معدوم از نظر عقل غیر ممکن و بازگشت ذرات فانی محال است. ولی امروزه ثابت شده چیزی در این جهان فانی و معدوم نمی شود. درست است شمع تمام می شود ولی ذرات آن باقی می ماند و از صورتی به صورت دیگر تبدیل میـشود.
طبق اصل بقای انرژی در جهان، فنا و نیستی وجود ندارد بلکه ذرات دائماً در حال تجزیه و ترکیب هستند. درنتیجه مرگ برای بدن یک نوع تغییرمحسوب می شود؛ یعنی همانطورکه کالبد ما انسانها ازاجزاء پراکنده تشکیل شده اشکالی ندارد به خواست خداوند دوباره به صورت اول بازگردد. (درست است که خود ماده هم معدوم هم موجود می شود، ولی انرژی که خمیر مایه ی هر موجود مادی است هرگز معدوم نمیشود).
ترکیـب مجدد عناصـر
با پیشـرفت تکـنولوژی میشـود عناصر بسیـط را تجزیه و دوباره ترکیب کرد؛ میشـود نمک را به آزمایشـگاه برد، عنصرهایش را جدا و دوباره به صورت اول برگرداند. پس این کار محال نیست. ثابت شده که می توان آثار حیات را در میکروب هایی که میلیونهـا سال مرده اند دوباره زنده کرد. دکتر ویروسکی استاد دانشگاه فرایبورگ گفته: در دل سنـگهای معدن نمک آسمان میکروب هایی را کشف و بوسیـله ی تغذیه مجدداً زنده کرد که قریب به 200 میلیون سال از آن جریان می گذرد. پیـرترین میکروب در«ایرکوتسک» سیبری است که طبق نظریه دمبرسکی پس از پانصد یا ششـصد میلیون سال از نو شروع به زندگی کرده اند.
اگر نياز به توضيح بود بازهم در خدمتيم.
...........................................................................................
منابع:
1.أفحسبتم أنّما خلقناکم عبثا...مؤمنون-115
2. ذلک بأنّ الله هو الحقّ...حج- 6.
3. أم نجعل الّذین آمنوا و عملوا الصّالحات کالمفسدین فی الأرض...ص-28
4. أفنجعل المسلمین کالمجرمین: قلم-35.
5.أم حسب الّذین اجترحوا السیّئات...جاثیه-21.
6. يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ...انبیا- .104
7. فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَ يَلْعَبُوا حَتّى...زخرف – 83.
8. خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ...معارج – 44.
9. قُلْ لِمَنْ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قُلْ لِلّهِ...انعام – 12
10. قُلْ إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ...زمر- 15
11. ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً...مؤمنون- 14.
12. ثُمَّ إِنَّکُمْ بَعْدَ ذلِکَ لَمَیِّتُونَ * ثُمَّ إِنَّکُمْ.... مؤمنون- آیات 15و16
13. وَ أَنِّهُ خَلَقَ الزَّوجَینِ الذَّکَرَ وَالأُنثى ......نجم- آیات 45 تا47
14. وَأَنْ لَیْسَ لِلإِنْسانِ إِلاّ ما سَعى....... نجم- آیات 39 تا 42
15. إِلى رَبِّکَ یَوْمَئِذ الْمُسْتَقَرّ. قیامة-12
16. إِلى رَبِّکَ یَوْمَئِذ الْمَساقُ. . قیامة-30
17. وَإِنَّ الْخَلْقَ لا مَقْصرَ لَهُمْ.... نهج البلاغه، ص156
18. وَ إِنْ تَعْجَبْ فَعَجَبٌ قَوْلُهُمْ أَئِذَا كُنَّا تُرَاباً....... رعد – 5
اول سلام! اينجا براي ما طلبه ها با گوشه حجره تفاوتي نداره. بهتر است ساعتمان را نه به وقت گرینویج بلکه به وقت صاحبِ زمان تنظیم کنیم.زکات علم ، آموختن است. بپرسید ، پیشنهاد دهید ، انتقاد کنید.ما جرات شنيدن حرف هاي شما را داريم،شما چطور؟(اين وبلاگ در سایت ستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی ایران ثبت شده است.)