سلام و خسته نباشید در کتاب مقالات استاد محمد شجاعی خوندم(در مقام لقا پروردگار باید دل از هر چه غیر اوست پاک و آزاد باشد و احدی از اغیار در دل نباشد) ود در مور قلب سلیم امام سلام الله فرمودند(قلب سلیم آن قلب است که پروردگارش را ملاقات میکند در حالی که احدی غیر از پروردگار در آن نباشد)این یعنی چی؟میشه واضح تر بگید ؟آخه انسان پدر مادر و خانواده اش رو دوست داره و چون دوستشون داره قسمتی از قلبش رو عشق و محبت به اونها اشغال میکنه اون وقت چه جوری ما فقط خدا رو دوست داشته باشیم و تمام قلبمون برای خدا باشه؟ببخشید نمیدونستم کجا باید سوالم رو بنویسم اینجا نوشتم ممنون از اینکه وقت میذارید وبه سوالات ما جواب میدین اجرتون با اباعبدالله



عليك سلام. شما هم خسته نباشيد. به وبلاگ حجره مجازي، وبلاگ خودتون خوش امدين.
محبت به اعتبارات مختلف تقسيم بندي هاي مختلفي داره اما از زاويه صادق بودن يا نبودن ميتونيم بگيم:
1.محبت صادق محبتي است كه: انسان كمال را درست تشخیص بدهد و به آن دل ‏بندد.مثل محبت به خدا .در محبت الهى خداى سبحان لطف و فیض منبسط خود را گسترده است تا محب خود را به فضاى باز درآورد و به او پروبال بدهد تا پرواز كند.
ويژگي اين محبت آن است كه آرامش عميق بدست آورده ، در ارتباط معنوي و حقيقي با خالق لذت ميبريد و اين محبت را با ديگران به عنوان مخلوقات خدا تقسيم ميكنيدچرا كه آنها آفريده هاي خدا هستند.
2.محبت كاذب: محبتي است كه انسان، نقص را كمال بپندارد و بر اساس چنین پندار باطلى به آن كمال موهوم، علاقمند گردد؛ مانند محبت غیر خدا.
ويژگي اين محبت آن است كه ارامش حقيقي به سرعت و به شدت افت ميكند.خبري از لذت حقيقي نيست.ارتباط با خالق خدشه دار ميشود و صدها ضرر ديگر.
  محبت، از فروعات بحث­هاى محورى معرفت است. معرفت، محبت حقیقى و غفلت، محبت كاذب مي آورد.
جان كلام و پاسخ اينكه:
اگر محبت غير الهي به عنوان مانع و سدي باشد در مقابل محبت الهي ، اين از نوع محبت كاذب است .طبق مكتوبات شما خبري از لقا نخواهد بود و تعريف قلب سليم شاملش نميشود.اما محبت ورزيدن به  ديگران خصوصا والدين  از دستورات اكيد ديني است.چرا كه انسان هر چه به ايشان محبت كند به معناي آن است كه معرفتش نسبت به خداوند بيشتر بوده و اوامر و نواهي خدا شناخت بيشتري دارد.
محبت به والدين جنس و منبعش يكي است و آن از طرف خداست كه در دل آمده لذا دو محبت نيست خير يكي است ولي در رتبه و درجه اي كمتر.چرا شما والدينتان را دوست داريد.؟يكي از پاسخ ها دستوري است كه خدا داده است. شما بخاطر دوست داشتن خدا و دوست داشتن دستورات خدا به ايشان محبت ميكنيد. بله اگر شما بطور ذاتي و غريزي نيز ايشان را دوست داشته باشيد باز هم مانعي نيست چون باز هم غير مستقيم به دستور خدا عمل كرده ايد.
مثلا در مورد محبت ورزيدن به اهل بيت عليهم السلام مخصوصا آقا ابا عبدالله بايد بگوئيم تاثير اين محبت چنان است كه بواسطه ازدياد  و شدت محبت به اهل بيت عليهم السلام فرد مسر كمال و لقا را سريعتر و بهتر طي ميكند چرا كه ايشان خود به لقا رسيده اند و ديگران را نيز در اين دست گيري ميكنند. محبت صادق مثل ريسماني است كه فرد را از گمراهي ها نجات ميدهد و رسيدن به ذات اقدس اله را سريعتر هموار ميكند.
اين احاديث تقديم به شما
    پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم:
* هيچ بنده اى ايمان نمى آورد، مگر اينكه من برايش محبوبتر از خودش باشم، وخاندانم برايش محبوبتر ازخاندان خودش باشد، وخانواده ام برايش دوست داشتنى تر ازخانواده اش باشد، وهستى وذات من برايش محبوبتر ازهستى خودش باشد.
*  بهترين كارها پس از ايمان به خدا، دوستى با مردم است.
 *حق مرد بر زنش آن است كه پاى بند خانه اش باشد، با او محبّت و مهربانى كند و  دوستش بدارد.
 * هر چيزى كليدى دارد و كليد بهشت، دوست داشتن بينوايان و فقيران است.

منبع روايات فوق(http://www.hadithlib.com/rolls/chel/6100/%D8%AD%D8%B4%D8%B1-%D8%A8%D8%A7-%D9%85%D8%AD%D8%A8%D9%88%D8%A8

منابع  بيشتر

جوادی آملی، عبدالله؛ مراحل اخلاق در قرآن، قم، انتشارات مؤسسه اسراء، ص 325