پاسخ خويش را در ضمن سه مقدمه و جواب تفصيلي پي گيري نماييد؛
1. ازدواج موقت حقي براي زن و مرد و در جهت احياي كرامت ذاتي انسان اعم از زن و مرد است. ازدواج موقت راه كار خروج از موارد اضطراري نيازهاي طبيعي است. ازدواج موقت جانشين رابطه حيواني نامشروع و بي ضابطه است كه رنگ وبوي معنوي و مقدس مي گيرد.توجه به مصالح ازدواج موقت و مفاسدي كه عدم پيش بيني ازدواج موقت دامن گير فرد و جامعه و خانواده ها مي كند در پاسخ يابي تاثير به سزايي دارد. اما به هر تقدير بايد توجه داشت كه ازدواج موقت براي زن و مرد امري جايز و در جهت برون رفت از شرايط اضطراري است و مطمئنا نبايستي جايگزين ازدواج دايم شود. هرگاه زن يا مردي تشخيص دهد كه اين نوع ازدواج برخلاف كرامت و شخصيت اوست نبايد اقدام به اين كار كند.
2. احكام الهي و از جمله ازدواج موقت بر اساس مصالح و مفاسد افراد جامعه است و اين مصالح در طول تاريخ براي همه انسان ها لحاظ گرديده است. ازدواج موقت نيز مانند بسياري از احكام ديگر داراي قوانين و شرايط ويژه خود است كه براي مصلحت واقعي همه افراد جامعه وضع شده است.البته در هر قانون خوبي امكان تخطي و سوء استفاده وجود دارد كه ربطي به مقتضاي آن قانون ندارد. همانگونه كه در هر قراردادي مانند بيع ، اجاره، مضاربه و ... احتمال سوء استفاده و كلاهبرداري وجود دارد در ازدواج اعم از موقت و دايم نيز اين احتمال وجود دارد كه بسياري از آن ها قابل پيشگيري است.
3. يكي از اصول مسلم اسلام مبارزه با هواپرستي و شهوت راني است . قران كريم هواپرستي را در رديف بت پرستي قرارداده است . در اسلام آدم ذواق يعني كسي كه هدفش اين است كه زنان گوناگون را مورد كامجويي قرار دهد ملعون و مبغوض خداوند معرفي شده است . از نظر اسلام تمام غرايز بايد در حد اقتضا و احتياج طبيعت اشباع گردد. اما اسلام اجازه نمي دهد كه انسان آتش غرايز را دامن بزند و آنها را به شكل يك عطش پايان ناپذير روحي درآورد . از اين رو اگر چيزي رنگ شهوت پرستي بگيرد كافي است كه بدانيم مطابق منظور اسلام نيست.جاي ترديد نيست كه هدف مقنن ازدواج موقت اين نبوده است كه وسيله عياشي و شهوت راني براي برخي انسان هاي شهوت پرست ايجاد كند بلكه هدف او داراي مصلحت ها زيادي بوده است كه منظور نظر اصلي قانون گذار است . همان طور كه هدف خداوند متعال از آيه كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ؛ از روزي هاي پاكيزه بخوريد آن نيست كه انسان ها به شكم پرستي و عياشي بپردازند بلكه هدف الهي جواز استفاده از منافع خوراكي ها بوده است هرچند در اين ميان عده اي شكم پرستي كرده و راه افراط برمي گزينند. لذا امكان سوء استفاده برخي از انسان ها دليل ناعادلانه بودن و يا مفسده داشتن يك قانون نيست. با ذكر اين مقدمات، بجاست به مصلحت هاي ازدواج موقت اشاره اي اجمالي نماييم و براي مطالعه بيشتر شما را به كتاب هاي مفصل تر مانند حقوق زن در اسلام ؛ آيت الله مطهري و دنياي زن ؛ سيد محمد حسين فضل الله ارجاع مي دهيم.
حكمت ازدواج موقت
بـررسـي و مـطالعه اي دقيق در اطراف مسائل حقوقي اسلام , اين حقيقت را روشن مي سازد ,كه قوانين اسلام بر پايه نيازمندي هاي انسان در تمام شوون مختلف زندگي , وضع شده است و تناسب مستقيم با احتياجات بشر دارد . احـكـام درخشان اسلام در عين اصالت و درستي , جوابگوي خواسته هاي طبيعي و فطري بشردر ادوار زندگي است . يكي از نيرومندترين غرايز در وجود انسان , غريزه جنسي است . اين غريزه به منظور توليد مثل و تكثير نسل افراد در انسان آفريده شده است . تـشـريـع قانون ازدواج در اسلام به منظور هدايت اين غريزه اصيل در مجراي صحيح وارضاي آن بطور شايسته است . امـا چـون ازدواج دائم در عـيـن حال كه در جلوگيري ازآلودگي ها و نگهداري عفت انسان نقش مؤثري به عهده دارد , در تمام شرايط نمي تواند پاسخگوي تمايلات جنسي همه انسان ها باشد، از ايـن رو در اسلام قانون ازدواج موقت تشريع شده است تا با استفاده از آن به خواسته هاي جنسي همه زنان و مردان در تمام شرايط پاسخ مثبت داده شود .
علي عليه السلام فرمود: اگر عمر , ازدواج موقت را نهي نكرده بود , جز انسان هاي بدبخت كسي به زنا دست نمي زد.
برخي احكام ازدواج موقت در حقوق اسلام
ازدواج موقت و دائم در بيشتر احكام با هم يكسانند و در قسمتي اختلاف دارند . آنـچـه در مرحله اول , اين دو را از يكديگر ممتاز مي سازد يكي اين است كه در ازدواج موقت زن و مـرد با اختيار و اراده خود تـصـميم مي گيرند به طور موقت با هم ازدواج كنند و پس ازپايان مدت اگر مايل باشند با قرارداد ثانوي طبق شرايطي كه در كتابهاي فقهي ذكرشده است پيمان ازدواج را تمديد مي كنند . ديـگـر آنكه ازدواج موقت از لحاظ شرايط , آزادي بيشتري دربردارد از جمله لزوم اطاعت و اذن از شوهر منتفي است و از طرفي مخارج زن بر مرد در ايـن ازدواج لازم نيست مگر در ضمن عقد با يكديگر قرارداد كنند و نيززن و مرد بدون قرارداد در متن عقد , از يكديگر ارث نمي برند.فرزندي كه در اين ازدواج بوجود مي آيد با فرزند ازدواج دائم يكسان است وهيچگونه تفاوتي با هم ندارند در ساير آثار حقوقي اين دو نوع ازدواج نيز يكسان مي باشند مثلا در هر دو , مهر وجود دارد و نيز در هر دو ازدواج انسان نمي تواند با مادر و دخـتـر همسر خويش ازدواج كند و آنها با او محرمند و همانطور كه درازدواج دائم زن بايد پس از طلاق عده نگهدارد در اين ازدواج نيز پس از پايان مدت بايد عده نگهدارد با اين تفاوت كه عده زن دائم سـه نـوبـت عـادت ماهانه يا سه ماه ( در پاره اي از موارد ) مي باشد و عده زن غير دائم دو نوبت يا چهل و پنج روزاست.
فلسفه ازدواج موقت:
در پيش نوشته شد كه ازدواج دائم نمي تواند بـه تـنـهائي پاسخگوي تمايلات جنسي انسان باشد زيرا در زندگي ضرورت هايي براي بيشتر مردان پـيـش مـي آيـد كه معمولا براي مدتي امكان بهره برداري جنسي از همسر خويش از آنان سلب مي گردد بدون ترديد , در اين مدت غريزه جنسي , آنان را در بحران شديدي قرار مي دهد كه اگر از راه مشروع به آن پاسخ مثبت ندهند ممكن است آلودگي هايي پيش آيد . موضوع ديگري كه جدا بايد مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد مساله جواناني است كه به سن بلوغ مي رسند . ايـنـان بـا رسـيدن به اين سن , در آستانه بيدار شدن غريزه جنسي گام مي گذارند و معمولا هم نمي توانند به زودي ازدواج كنند . در اين سالهاست كه جوانان به راههاي حرام مي افتند.
برتراند راسل مي نويسد در دنياي امروز ضرورت ها و مشكلات اجتماعي و اقتصادي بر خلاف تدبير و مـيـل مـا ازدواج جوانان را به تأخير افكنده است زيرا در صد يا دويست سال پيش مثلا يك دانشجو تـحـصـيلات خود را هيجده و بيست سالگي خاتمه مي داد و در آغاز فشار غريزه يااوائل بلوغ براي ازدواج آمـاده بـود و بـسـيار اندك بودند كسانيكه تا سي و يا چهل سالگي براي رشته هاي علمي و تخصصي , زحمت مي كشيدند . امـا در عـصر حاضر دانشجويان تازه بعد از بيست سالگي وارد رشته هاي تخصصي علمي و صنعتي مـي شوند و پس از فراغت از تحصيل مدتي نيز در جستجوي وسيله تامين معاش برمي آيند معمولا پس از سي و پنج سالگي قادر به ازدواج و تاسيس خانواده خواهندبود . پس جوانان امروز مدتي طولاني را در فاصله ميان بلوغ و ازدواج كه بخشي بسيار حساس و دوران نمو جنسي و طغيان غريزه و صعوبت مقاومت در برابر هوي و هوس و ظواهر فريبنده زندگي است , مي گذارنند . مـا نبايد اين بخش حساس را از حساب عمر و يا نظام اجتماع بشري ساقط كنيم و اگرما بخواهيم حـسـابـي بـراي اين بخش طولاني و حساس عمر باز نكنيم و فكري در اين باره ننماييم نتيجه آن شـيـوع فساد و بي اعتنايي نسبت به بهداشت , نسل , اخلاق , درميان مردان و زنان اجتماع خواهد بود . پس چـه بايد كرد؟
برتراند راسل دربرابر اين سؤال مي گويد: راه صحيح براي حل اين مشكل ايـن اسـت كه قوانين مدني براي اين بخش حساس از عمر يكنوع ازدواج موقتي را براي دختران و پسران روا دارند كه موجب تحميل بار مشكلات زندگي عائلي و ازدواج دائم نباشد و در عين حال ايشان را از مفاسد مختلف و اعمال نامشروع و تحمل رنج روحي بار گناه و تخلف از اصول و قوانين و نـيـز از امـراض گـونـاگون محفوظ دارد اين نوع ازدواج در اصطلاح راسل ازدواج بدون فرزند نـامـيـده مـي شـود آيـا در ايـن شـرايـط كـه استفاده از ازدواج دائم امكان پذير نيست با طغيان غريزه جنسي چه بايد كرد ؟ آيا در اين زمينه ها بايد رياضت كشيد و رهبانيت اختيار كرد؟ و آيا همه جـوانان حاضرند تحمل كنند و عفت و پاكي خويش را حفظ كنند ؟ يا بايدفكر ديگري كرد ؟در اين جـا دو راه پيش روي ماست. يـكي اينكه جوانان را بخود واگذاريم تا پسران ودختران با هم روابط نـامـشروع برقرار سازند و آن همه مفاسد و عواقب وخيم راناديده بگيريم آيا اين راه , راه صحيحي است ؟ آيا اين دختران و پسران پس از اين همه روابط نامشروع در دوران ازدواج دائم خويش , ديگر مـرد زنـدگـي و زن خانواده خواهند بود ؟راه ديگر اينكه ازدواج موقت را براي آنان تجويز كنيم تا بدين وسيله به غريزه جنسي خود پاسخ مشروع بدهند و بتوانند خويش را حفظ كنند . بي شك راه صحيح همين راه دوم است چرا كه در غير اين صورت جوانان راهي براي ارضاي شهوت خود ندارند ودست به هرگونه بي عفتي و گناه خواهند زد بهترين شاهد ما آمار فساد و بي عفتي است كه در جرائد و مجلات به چشم مي خورد: يكي از مجله هاي آمريكا به نام ويسپرد مي نويسد: شـمـاره اطفال غير قانوني به ده ميليون مي رسد و در فرانسه از هر صد كودك هفت نفر آنها غير مشروع مي باشد. بـسـيـار تـأسـف انـگيز است كه عده اي در پندار خويش از همين راهها مشكلات جوانان رادر بحران هاي مذكور حل كرده و ارزشهاي اخلاقي آنان را به كلي از نظر دورمي دارند . ايـنـان تـجـويز مي كنند كه جوانان در گناه و بي عفتيها فرو روند اما اجازه نمي دهند كه از قانون عـالـي ازدواج مـوقـت اسـتـفاده كنند به يقين قضاوتهاي بيجاو ايرادهايي هم كه كرده اند از آنجا سـرچـشـمه مي گيرد كه اين مسأله مهم (ازدواج موقت) را از ديدگاه مذهب مطالعه ننموده و آن چنانكه بايد و شايد از نظر حقوق واجتماعي آن را ارزيابي نكرده اند . لذا بجاست كه اهم ادله موافقين ازدواج موقت را ياد آور شويم.
ادله‏ي موافقين ازدواج موقت
1) عده‏اي از موافقين معتقدند كه در اجتماعي كه دسترسي به ازدواج دائم روز به روز مشكل‏تر مي‏شود، ازدواج موقت راهكار مناسبي است تا افراد بتوانند در كنار يكديگر به آرامش برسند و بدين ترتيب متعه مانع رواج فساد و فحشاء مي‏شود.
2. اگر اين نوع ازدواج در غياب نكاح دائم تجويز نشود افراد براي ارضاء روحي و جنسي خويش به روابط آزاد و نامشروع روي مي‏آورند و بديهي است كه اين روابط آزاد از هيچ انضباط و نظم و تعهدي نمي‏تواند برخوردار باشد. در حالي كه نكاح منقطع براي طرفين تعهد و مسؤوليت ايجاد مي‏كند. بفرض زن از زوج مي‏تواند طلب نفقه كند يا اين كه مشخص كند اگر فرزندي حاصل شد، تكليف او چگونه باشد. كه هر يك از اين مسؤوليت‏ها مي‏تواند ضمانت قانوني داشته باشد.
اما در مقابل تصور كنيد اگر اين ضوابط موجود نباشد، فرزندي كه حاصل مي‏شود تكليف‏اش چيست؟ در اينجا مرد مي‏تواند اين فرزند را به مرد ديگري نسبت دهد و از پذيرفتن مسؤوليت او شانه خالي كند. به همين جهت است كه در كشورهاي پيشرفته‏ي دنيا كانونهائي وجود دارد تا چنين فرزنداني را سرپرستي كند. آيا اين وضع را مي‏پسنديد؟
3. كساني كه نمي‏توانند بار مسؤوليت پيمان دائم را بر دوش بكشند، عقد منقطع بهترين راه براي ارضاء جنسي آن‏ها است .
4. دختر و پسري كه مي‏خواهند با يكديگر ازدواج نمايند، لازم است كه هر چه بيشتر و بهتر با خصوصيات يكديگر آشنا شوند در همين راستا نكاح منقطع مي‏تواند يك دوره‏ي آزمايشي براي ازدواج دائم باشد كه افراد سنتي و مذهبي خيلي خوب از اين نهاد مي‏توانند استفاده كنند. اين نوع ازدواج موقت در بين مسيحيان آمريكا نيز مورد توجه قرار گرفته است.سيد رضي شيرازي، بن بستهاي اجتماعي، صفحه‏ 15)
به راستي پاسخ اين سؤال اساسي چيست كه چرا همواره در طول تاريخ در كنار ازدواج دائم، روابط نامشروع و پنهاني نيز وجود داشته و دارد؟
اين مسلم است كه هيچ متديّن و مسلماني نمي تواند راه غير مشروع و بي بند و باري جنسي و زنا را انتخاب كند. پس نه آنهايي كه متديّن هستند از ميان منتقدين راهي معقول و مشروع پيش رو دارند و نه آنهايي كه لاابالي هستند و يا متدين نيستند. به هر حال آزادي جنسي، زنا و رابطه نامشروع قابل ترجيح بر ازدواج موقت نيست.
از طريق عقد موقت، مشكل جوانان و دانشجويان در ايام تحصيل يا اوايل بلوغ حل مي شود. مشكل مرداني كه براي مدتي از خانواده و همسر دور هستند حل مي شود، مشكل بسياري از زنان بي سرپرست و آنهايي كه شرايط مناسب براي ازدواج دائم ندارند حل مي شود. مشكل زنان و مردان در آغاز ازدواج براي آشنايي بيشتر و اطمينان از توافق اخلاقي و فرهنگي حل خواهد شد. و بالاخره مشكل فحشا و اين همه فساد جنسي در دنياي وحشي و بدون كنترل فعلي حل خواهد شد.
خانم ساچيكو موراتا ژاپني در رساله اي به نام ازدواج موقت از ارزش و ويژگي هاي اين حكم مترقي و عالي اسلام سخن مي گويد. وي در ابتداي كتاب مي نويسد: موضوعات بسياري است كه شرقيان آن را دليل عقب ماندگي خود دانسته و به دور انداخته اند و يا لااقل توجهي به آن ندارند; ولي متفكران غربي پس از تحقيقات و بررسي هاي زياد در تاريخ گذشته و مشاهده واقعيت هاي اجتماعي كنوني بدين نتيجه رسيده اند كه همان امور، كليد حل مشكلات امروزي است. موضوع متعه نيز از اين قبيل است كه از لحاظ وضع ازدواج و طلاق در دنياي امروزي و مقتضيات اجتماعي عصر ما بسيار قابل توجه است.
وي در صفحه 85 كتاب در پاسخ كساني كه ـ متأسفانه مانند بعضي از مسلمانان روشن فكر ـ اين نوع ازدواج را خلاف شأن و حقوق زن مي دانند، مي نويسد: گستاخي گردش روزگار شهادت مي دهد به اينكه در مغرب زمين به اصطلاح امروزي آخرين مد ازدواج، ازدواج قراردادي است. به اين معنا كه زن و مرد با هم توافق مي كنند و براي مدت معيني ازدواج مي كنند، در حالي كه در سرزمين شيعه مذهب، متعه را با دست آويز تساوي زن و مرد، كم كم از بين مي برند و نكته قابل توجه در اين قضيه، آن است كه در نتيجه تساوي زن و مرد و آزادي كامل زن در مغرب زمين، ازدواج قراردادي به وجود آمده است.
در صفحه 92 كتاب ايشان به اين حقيقت تصريح مي كند كه در همه جوامع اين گونه رابطه هست، چه به شكل قانوني و ازدواج موقت و چه به شكل غير قانوني و زنا، او مي گويد: در حقوق مدني غير از مذهب شيعه، ازدواج موقت به معناي اخص وجود ندارد; ولي در واقع، مردم به طور آشكار و يا به طور پنهاني ازدواج موقت مي كنند و چون اين از نظر قانون جايز نيست، پس مانند زناست و اگر بچه پيدا شد، بعضي زنان سقط جنين مي كنند و يا اگر بچه متولد شد، بچه نامشروع خواهد بود.
سرانجام ايشان در صفحه 94 اين قانون را به غرب پيشنهاد مي دهد: به نظر نگارنده، آنچه اكنون مغرب زمين، سخت به آن احتياج دارد و به درد آن مي خورد، نظام متعه است و اگر آنها بتوانند نظام متعه را به نحوي در حقوق مدني پياده كنند، بسيار مفيد خواهد بود....
الوين تافلر، ايدئولوگ معروف غرب در اين باره مي نويسد: ازدواج متوالي، يعني ازدواج هاي موقت و پي در پي، لباسي است برازنده عصر ناپايداري كه در آن تمام روابط انسان و تمام پيوندهايش با محيط از نظر زماني كوتاه و مختصر شده است. اين رشد مربوط به يك نظم اجتماعي طبيعي و اجتناب ناپذير است كه در آن اتومبيل ها را اجاره مي دهند، عروسك ها را مبادله مي كنند و لباس ها را پس از يك بار پوشيدن به دور مي افكنند و الگوي اصلي ازدواج هاي فردا نيز همين است
... به قول پروفسور جِسي برنارد (Jessie Bernard) جامعه شناس خانواده كه شهرت جهاني دارد: امروز ازدواج هاي چند باره در جامعه ما نسبت به جوامعي كه در آنها چند همسري مجاز شمرده مي شود به مراتب بيشتر و رايج تر است. تنها تفاوتي كه در اين ميان وجود دارد اين است كه ما ازدواج متعدد را به شكل پي در پي و متوالي رسمي كرده ايم و آن جوامع آن را به طور همزمان و يكباره پذيرفته اند
ازدواج مجدد در آمريكا به قدري رواج پيدا كرده كه تقريباً از هر چهار مردي كه ازدواج مي كنند يكي قبلاً ازدواج كرده است.
شكي نيست كه ازدواج موقت از مشخصات معيارهاي آينده و شايد خصيصه غالب و عمومي زندگي خانوادگي در آينده خواهد بود.
شبهات بحث ازدواج موقت
بعد از روشن شدن نياز جامعه به نكاح منقطع و فوايد آن و بعد از دانستن تفاوت بين ازدواج موقت و ازدواج دائم و زنا، مي گوييم برخي افراد به دليل پاره اي از اشكالات و پيامدهاي احتمالي با اين راه اصولي مخالفت كرده اند. برخي از اشكال هايي كه گفته شده همراه با پاسخ مختصر آن را در پي مي آوريم:
.1. پايه ازدواج و پيوند زناشويي و مودت بايد بر دوام باشد و تصور جدايي به استحكام اين بنيان ضربه مي زند. بنابراين ازدواج موقت نمي تواند پيمان استواري ميان زوجين باشد.
نقد و بررسي: سخن شما صحيح است ولي اولا، بحث ما در جايي است كه علي الفرض مشكل جامعه تنها با نكاح دائم حل نمي شود و براي فرار از ورطه كمونيسم جنسي به دنبال راه ديگري هستيم كه سالم ترين و نزديك ترين راه به راه اصلي مي باشد. ثانياً، عقد موقت جايگزين عقد دائم نيست و در كنار آن و براي تكميل آن در شرايط خاصي گريزناپذير است. هر چيز يا حكمي ممكن است داراي فوايد و ضررهايي باشد; اما مهم اين است كه در مجموع آيا امري است مثبت يا منفي.
.2. ازدواج موقت از طرف افكار عمومي مردم شيعه مورد قبول نيست. و نوعي تحقير و عمل زشت شمرده مي شود.
نقد و بررسي: منفور شدن صيغه در ميان زنان شيعه مولود عواملي است. اول سوء استفاده مردان هوسران و بي اعتنايي آنان بعد از ازدواج به زن هاي ديگر يا زن دائم، و دوم سابقه تاريخي قضيه و تبليغات مخالفين نسبت به اين مطلب. نكته سوم اينكه به هر حال عقد موقت راه دوم و گزينه دوم بعد از نكاح دائم است، و به اندازه آن مورد استقبال زنان نيست.
ضمن اينكه توجه به توابع و آثار سوء بستن اين راه و نگاهي به وضعيت اسفبار فعلي جوامع ـ صرف نظر از توابع و پيامدهاي اخروي و عذاب الهي ـ پذيرش اين راه را گوارا خواهد كرد. متأسفانه گاهي افكار عمومي يك عمل صحيح و حلال الهي را نمي پسندد; اما عملي نامشروع و زشت را به راحتي تحمّل مي كند. نكته ديگر اينكه در اين داستان فقط مردان ذي نفع نيستند; بلكه زنان هم در همان حد بهره مند هستند. عقد ازدواج، قراردادي است دو طرفه كه ايجاب و قبول دارد و بر اساس تراضي دو طرف است و كساني كه نياز به ازدواج ندارند يا ازدواج دائم كرده اند و تأمين شده اند نبايد نسبت به ديگران بي توجهي كنند.
.3. ازدواج موقت بر خلاف حيثيت زن و نوعي كرايه و اجير كردن انسان است.
نقد و بررسي: اولاً، ازدواج موقت و دائم در ماهيت يكسان هستند و مهريه در هر دو وجود دارد و اگر يكي توهين باشد ديگري هم خواهد بود. ثانياً، مهريه به هيچ وجه قيمت خون زن و ارزش بدن او نيست و ـ چنانچه در بحث مهر و صداق گفته شد ـ نشانه صداقت مرد به پيوند ازدواج است و گفتيم كه مرد طالب وصال و جمال و كمال زن است. و ثالثاً، با عدم پرداخت مهريه و رابطه نامشروع بدون رد و بدل شدن مال، آيا حيثيت زن باز خواهد گشت و عدم پرداخت مهر از پرداختن آن براي زنان بهتر است؟ و رابعاً، از كي تا كنون اجير كردن ساير افراد ممنوع شده است؟ همه كارگرها و كارمندها و پزشكاني كه ويزيت دريافت مي كنند و سايرين هر يك به نوعي اجير و مورد كرايه هستند.
.4. عقد موقت، چون دوام ندارد، بستر مناسبي است براي پيدا شدن كودكان بي سرپرست و بي خانمان.
نقد و بررسي: قبلاً گذشت كه اولاً: هدف اصلي از ازدواج موقت تكثير نسل نيست و طرفين بدون اجازه ديگري مي توانند جلوگيري كنند ـ كه امروزه راه هاي متعدد و مطمئني دارد ـ بنابراين تا حدود زيادي بچه دار شدن به تصميم پدر و مادر بستگي دارد و اگر اين مسئوليت را پذيرفتند مثل عقد دائم مي توانند بچه دار شوند. ثانياً: در رتبه دوم و در صورتي كه نطفه منعقد شد ـ كه از بين بردن آن و سقط جنين در اسلام حرام است ـ مسئوليت سرپرستي و تأمين نيازهاي او بر عهده پدر است و قبلاً پيش بيني شده است و مرد ملزم است قانوناً و شرعاً به وظيفه خود عمل كند. در ازدواج دائم نيز پس از طلاق، قانون حافظ حقوق فرزندان است.
.5. تجويز ازدواج موقت به اضافه اجازه داشتنِ چهار زن دائم، مساوي است با امضاء تشكيل حرمسرا براي مردان.
نقد و بررسي: اولاً; هدف از تشريع حكم ازدواج موقت تأمين وسيله هوسراني براي افراد نيست; چرا كه اين اصل از مسلمات است كه اسلام و اديان الهي با هوي پرستي مخالف است و آن را در رديف بت پرستي قرار مي دهد و دين براي كنترل هواها و اميال آمده است. و چنان كه در روايات آمده، افرادي كه به دنبال هوس راني و كامجويي از موارد بيشتر و بيشتر باشند مورد لعن و غضب الهي هستند. پس به هيچ وجه اين وصله به اسلام نمي چسبد; بلكه هدف اسلام تأمين نياز جنسي انسان ها از بهترين راه است براي افراد و در شرايط خاصي كه اشاره شد.
ثانياً; دنياي مدرن امروز با بستن راه شرعي و آزاد گذاشتن رابطه جنسي در حقيقت همه جا را آلوده كرده است و راه را براي شهوت راني حيواني براي همه مردان و زنان بدون هزينه و زحمت زياد با وسايل جديد و صحنه هاي نو فراهم آورده است.
ثالثاً; مرد با زن در نوع غريزه جنسي متفاوت است، اين از جمله اختلافات زن و مرد است، و سرّ اينكه مرد مي تواند در شرايطي چند زن داشته باشد و زن نمي تواند، بحثي است كه در مسأله تعدد زوجات و ازدواج موقت مطرح مي شود.
رابعاً; بسياري از زنان در جامعه هستند كه امكان و موقعيت ازدواج دائم را ندارند، ازدواج كوتاه مدت راه چاره اي است براي اين عده.
خامساً; اسلام هم زمينه ارضاء معقول و سالم غرايز را فراهم مي كند و هم انسان را از زياده روي در خواب و خوراك و شهوت جنسي باز مي دارد.
اين گونه هشدارها به اضافه لزوم مراعات شرط عدالت، توصيه هاي اخلاقي و سلامت روحي، نگاه داشتن عدّه، وظيفه مهريه و نفقه و محدوديت هاي جسمي و مالي، همگي اهرم هايي هستند در قبال افسار گسيختگي شهوت جنسي.
. َكافي .ج6.ص 55 : قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يُبْغِضُ أَوْ يَلْعَنُ كُلَّ ذَوَّاقٍ مِنَ الرِّجَالِ وَ كُلَّ ذَوَّاقَةٍ مِنَ النِّسَاء
. بقره :57
. به نقل از: احمد بهشتي، خانواده در قرآن، صص 66-65
. الوين تافلر، شوك آينده، ص 253 ـ 258.
. مرتضي مطهري، همان، صص 32 و 33.
. محمد حسين فضل الله، همان، صص 132 و 133.
. مرتضي مطهري، همان، ص 33.
. همان، صص 37-33.
. همان، ص 37.
. همان، صص 47-42.
. از جمله ر.ك: كهف، 28; طه، 16; فرقان، 43; قصص، 50; جاثيه، 23.
. وسائل الشيعة، ج 15، كتاب الطلاق، ابواب مقدماته و شرائطه، باب 1، ح 3 و 5.