نياز قرآن به تفسير چيست؟(2)
چرا قرآن نياز به تفسير دارد؟ مگر خود خدا نمي توانسته شفاف همه مطالب را بفرمايد كه حتما بايد يك كسي شرح و تفسير دهد؟! اگر قرآن بايد تفسير شود ايا خدا نبايد به اين مطلب درقرآن تصريح كند؟
پاسخ :
چرا قرآن نياز به تفسير دارد؟ :
گر چه قرآن كريم به حسب اوصافي كه خود براي خويش ذكر كرده، بيان «هذا بَيانٌ لِلنّاسِ وَ هُدًى وَ مَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقينَ»(آل عمران، 138) و تبيان «وَ يَوْمَ نَبْعَثُ في كُلِّ أُمَّةٍ شَهيدًا عَلَيْهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنا بِكَ شَهيدًا عَلى هؤُلاءِ وَ نَزَّلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ تِبْيانًا لِكُلِّ شَيْءٍ وَ هُدًى وَ رَحْمَةً وَ بُشْرى لِلْمُسْلِمينَ» (نحل، 89) و كتاب مبين «الر تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبينِ» (يوسف، 1؛ شعرا، 2؛ نمل، 1؛ هم چنين ر.ك: آيه دوم و سوم سوره هاي قصص، زخرف و دخان) و به زبان عربي آشكار «وَ إِنَّهُ لَتَنْزيلُ رَبِّ الْعالَمينَ×نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ اْلأَمينُ×عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرينَ ×بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبينٍ؛ (شعرا،192-193و براي پند گرفتن سهل و آسان است «وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ»(قمر، 17، 22، 32، 40)«فَإِنَّما يَسَّرْناهُ بِلِسانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ» ( دخان، 58) ولي هر انديشمند بصيري كه اندك آشنايي با قرآن و معارف آن داشته باشد، به خوبي مي داند كه علوم و معارف نهفته در قرآن كريم داراي سطوح و مراتب مختلف است
و دلالت آيات كريمه بر آن معارف، يكسان نيست، فهميدن قسمتي از اين معارف، براي عموم آسان و دلالت آيات كريمه بر آن، آشكار و نمايان است و هر كسي در صورتي كه به زبان عربي آشنا باشد، بدون نياز به تفسير مي تواند آن معارف را از قرآن كريم فراگيرد (شايد در قسمتي از اوصاف مزبور، نظر به اين مرتبه از معارف قرآن و دلالت آيات بر آن باشد ) و اگر حد خود را بشناسد و پا از گليم خويش فراتر ننهد، فروتني علمي را پيشه خود سازد و خويشتن را شاگرد قرآن بداند، نه پيشنهاد دهنده و حاكم و امام بر آن، (اين حالت در نهج البلاغه (خطبه 147) نكوهش شده است:
«كانهم ائمه للكتاب و ليس امامهم») و با ذهني پاك و ضميري با صفا در معارف آن تدبر نمايد، به ميزان دانش و استعداد خود، از هدايت و اندرز اين كتاب نيز بهره مند خواهد شد. («ثم انزل عليه الكتاب ... و اعلام لايعمي عنها السائرون و آكام لايجوز عنها القاصدون و هدي لمن إئتم به» (همان، ج 92، ص 21؛ نهج البلاغه، خطبه 189) «و ما جالس هذا القرآن احد الاقام عنه بزياده او نقصان في هده او نقصان من عمي ...» (بحار، ج 92، ص 21؛ نهج البلاغه، خطبه 175)
ولي فهميدن بخش عمده اي از معارف بلند اين كتاب عظيم كه در سطحي فراتر از فهم توده مردم است، براي بسياري از افراد- هر چند از ادبيات عرب هم بهره وافري داشته باشند- بدون تفسير ميسر نيست و دلالت آيات كريمه بر آن معارف، براي آنان آشكار نيست. و در فهم و درك اين معارف، از الفاظ و عبارات قرآن، سخت نيازمند به تفسير است ( «و هذا القرآن انما هو مستور بين الدفتين لاينطق بلسان و لابد له من ترجمان و انما ينطق عنه الرجال»،
خطبه 125؛ «و انزلنا اليك الذكر لتبين للناس ما نزل اليهم». نحل، آيه 44)كه يا بايد خود مقدمات لازم براي توانايي برتفسير را طي كرده و دانش و شرايط لازم براي تفسير را كسب نموده و به تفسير آيات بپردازد و يا از تفاسير مفسران مورد اعتماد بهره گيرند و افزون بر دو بخش ياد شده بخش ديگري از معارف اين كتاب عظيم كه در مرتبه اي فراتر قرار دارد با كمك تفسير مفسران و يا تحصيل مقدمات تفسير و كسب شرايط و دانش هاي لازم نيز، قابل دسترسي نيست و فهم آن ويژه راسخان درعلم (نبي اكرم و اوصياي گرانقدر آن حضرت) است
و تنها راه پي بردن به آن معارف بلند، رجوع به راسخان در علم، و تفسيري است كه از آنان نقل شده است و ما اكنون در صدد بيان موارد آن نيستيم. از بيان گذشته نتيجه مي گيريم كه معارف قرآن كريم از جهت ظهور و خفا، و سهولت و صعوبت فهم آن از الفاظ و عبارات آيات، در سه مرتبه قرار دارد: يك مرتبه از آن بي نياز از تفسير است و يك مرتبه از آن ويژه راسخان در علم است؛ ولي در مرتبه ديگري از آن، كه بخش عمده اي از معارف را در بر مي گيرد، نيازمند تفسير است. اين دسته بندي سه گانه، در روايات نيز مطرح شده است. («ثم ان الله جل ذكره ... قسم كلامه ثلثه اقسام: قسما منه يعرفه العالم و الجاهل و قسما لايعرفه الا من صفا ذهنه و لطف حسه و صح تمييزه ممن شرح الله صدره للاسلام. و قسما الا الله و انبيائه و الراسخون في العلم» تفسير نور الثقلين، ج 1، ص 313، ح 18، به نقل از احتجاج طبرسي) و همين نياز موجب شده است كه در طول تاريخ قرآن، تفسيرهاي بسيار زيادي براي آن تدوين گردد.
پرسش اساسي در اين زمينه آن است كه راز اين نيازمندي چيست و چه عواملي سبب اين نيازمندي به تفسير شده است. شايان ذكر است كه نيازمندي متون به تفسير، علل مختلفي دارد كه برخي از آنها در مورد قرآن مجيد بي معناست. به عنوان مثال، برخي از متون به خاطر عدم تسلط كافي مؤلف بر زبان متن و قواعد آن زبان و يا عدم رعايت آن در هنگام نوشتن متن و يا عادت به مبهم نويسي و معماگويي، نيازمند تفسير و تبيين است. براي آشنايان با قرآن مجيد روشن است كه با توجه به هدف قرآن و اين كه سراسر سخن خدا و در حد اعلاي فصاحت و بلاغت است، چنين دليلي براي نيازمندي به تفسير در مورد آن معنا ندارد، ولي علل ديگري وجود دارد كه به مهم ترين آنها مي پردازيم.
علل نيازمندي به تفسير
عواملي كه زمينه ساز نيازمندي به تفسير شده است، مي توان در سه دسته جاي داد: الف- فقدان آگاهي هاي لازم
يكي از علل مهم نيازمندي به تفسير ضعف دانش بشر است. فهم قرآن منوط به برخورداري معلومات مختلفي است كه فقدان هر يك، فهم مقصود خداوند از الفاظ و عبارات قرآن را دچار ابهام ساخته و نيازمندي به تفسير را ضروري مي سازد. فقدان آگاهي ها گاه مربوط به مفاد واژگان است هر چند فاصله زماني در اين زمينه نيست. بررسي هاي قرآني و تاريخي نشان مي دهد كه در زمان نزول نيز پاره اي از واژگان قرآني براي جمعي از مخاطبان قرآن مبهم بوده و آنان از مفاد آن بي اطلاع بوده اند. به عنوان مثال: هنگامي كه از ابوبكر معناي «كلاله» را پرسيدند، آن را نمي دانست و گفت: «به رأي خود مي گويم، اگر صواب باشد،از خداست و اگر خطا باشد، از من و شيطان است». (كشاف، ج 1، ص 486؛ درالمنثور، ج 2، ص 443 (ذيل آيه 176 سوره نساء) عبارت درالمنثور چنين است: «اخرج عبدالرزاق و سعيد بن منصور و ابن ابي شبيه و الدارمي و ابن جرير و ابن المنذر و البيهقي في سننه عن الشعبي، قال سئل ابوبكر عن الكلاله: فقال: اني ساقول برايي فان كان صوابا فمن الله وحده لاشريك له و ان كان خطا فمني و من الشيطان و الله مني بريء، اراه ما خلا الوالد و الولد») و نيز هنگامي كه معناي «ابا» را از او پرسيدند، گفت: «كدام زمين مرا بر مي دارد و كدام آسمان بر من سايه مي افكند، اگر ندانسته در كتاب خدا سخن گويم» و يا وقتي معناي آن را از عمر پرسيدند، گفت: «از تعمق و تكلف نهي شده ايم». نمونه ديگر، سخن ابي عباس است كه مي گويد: معناي «فاطر السموات» را نمي دانستم، تا اينكه دو باديه نشين كه درباره چاهي نزاع داشتند، پيش من آمدند؛ يكي از آن دو گفت: «انا فطرتها». در اين گونه موارد، فهم آيات قرآن نيازمند دستيابي به مفاد واژگان به كار رفته در آيات مورد نظر است و دستيابي به مفاهيم عرفي اين واژگان بخشي از تفسير به شمار مي آيد. ناآگاهي نسبت به ادبيات عرب و شناخت صحيح ساختار كلمات و جملات و خصوصيات معاني بيان آيات كريمه نيز يكي از عوامل نيازمندي به تفسير است كه ضرورت بهره گيري افراد ناآگاه از تفسير آگاهان و مفسران ارجمند قرآن را روشن مي سازد؛ زيرا فهم آيات قرآن، به شناخت صحيح اين امور وابسته است. توضيح اين نكته در مباحث بعدي خواهد آمد. در پاره اي از موارد، ناآگاهي از شرايط و اسباب نزول، معنا و مقصود از آيه را در هاله اي از ابهام فرو مي برد و سبب نيازمندي به تفسير مي شود مانند آيه شريفه : «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ما لَكُمْ إِذا قيلَ لَكُمُ انْفِرُوا في سَبيلِ اللّهِ اثّاقَلْتُمْ إِلَى اْلأَرْضِ أَ رَضيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا مِنَ اْلآخِرَةِ فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي اْلآخِرَةِ إِلاّ قَليلٌ{A؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد شما را چه شده است كه چون به شما گفته مىشود در راه خدا بسيجشويد كندى به خرج مىدهيد آيا به جاى آخرت به زندگى دنيا دل خوش كردهايد متاع زندگى دنيا در برابر آخرت جز اندكى نيست»؛ (توبه، 37) كه عدم آگاهي از شأن نزول آيه و اينكه مقصود از «نسيء» در فرهنگ آن زمان چه بوده، سبب نياز به تفسير است. گاه نيز در قرآن محيد استعارات و تشبيهات ظريفي به كار رفته است كه با دانش كافي و تبحر و تسلط بر موارد كاربرد، مي توان به آن دست يافت. اين گونه موارد براي افراد عادي مبهم و نيازمند تفسير است. چنان كه عدي بن حاتم معناي «أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى نِسائِكُمْ هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ كُنْتُمْ تَخْتانُونَ أَنْفُسَكُمْ فَتابَ عَلَيْكُمْ وَ عَفا عَنْكُمْ فَاْلآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُوا ما كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا حَتّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ اْلأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ اْلأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيْلِ وَ لا تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنْتُمْ عاكِفُونَ فِي الْمَساجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلا تَقْرَبُوها كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ آياتِهِ لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُون ؛ در شبهاى روزه همخوابگى با زنانتان بر شما حلال گرديده است آنان براى شما لباسى هستند و شما براى آنان لباسى هستيد خدا مىدانست كه شما با خودتان ناراستى مىكرديد پس توبه شما را پذيرفت و از شما درگذشت پس اكنون با آنان همخوابگى كنيد و آنچه را خدا براى شما مقرر داشته طلب كنيد و بخوريد و بياشاميد تا رشته سپيد بامداد از رشته سياه بر شما نمودار شود سپس روزه را تا شب به اتمام رسانيد و در حالى كه در مساجد معتكف هستيد درنياميزيد اين استحدود احكام الهى پس بدان نزديك نشويد اين گونه خداوند آيات خود را براى مردم بيان مىكند باشد كه پروا پيشه كنند»؛ (بقره، 187) در اثر عدم دقت و مهارت در فهم نكات ظريف به كار رفته در آن، مفاد آيه را نادرست فهميده بود و پس از ارائه برداشت خود از آيه به رسول خدا، پيامبر نادرستي آن برداشت و مفاد صحيح آيه را براي وي بيان كرد. (ر.ك: مجمع البيان، ج 2، ص 23)
عدم آگاهي از مصداق خاصي كه در برخي آيات مد نظر است. و عدم آگاهي و مهارت كافي در فهم معناي الفاظ مشترك و كاربردهاي مجازي و شناخت قراين پيوسته و ناپيوسته آيات، مانند ارتباط يا عدم ارتباط آيات با يكديگر (سياق) و روايات ناظر به آيات، امور ديگري است كه زمينه هاي نيازمندي به تفسير را فراه مي سازد.
ب- برخي از ويژگي هاي قرآن كريم
بررسي قرآن مجيد نشان مي دهد كه اين كتاب داراي ويژگي هايي است كه برخي از آنها در نيازمندي ما به تفسير مؤثر است. از آن جمله، موارد زير را مي توان ذكر كرد:
1- معارف بسيار زياد و الفاظ محدود قرآن كريم، در بيان مطالب، از حداكثر ظرفيت الفاظ و جمله ها براي قالب ريزي معاني عميق استفاده كرده است. اين كتاب، تمام معارفي كه را كه بشر براي سعادت خويش به آن نيازمند است، در حجم نسبتا كمي از الفاظ و عبارات ارائه كرده است و اين امر سبب شده كه فهم بخشي از آيات، نيازمندي تأمل و دقت بيشتر و تحقيق عميق تري براي پي بردن به مقصود خدا باشد و از اين رو ضرورت تفسير را ايجاب مي كند.
2- محتواي متعالي در قالب الفاظ متداول
در قرآن مجيد، علاوه بر آياتي كه به امور جهان مشهود مي پردازد، آياتي وجود دارد كه از حقايق ماوراي اين جهان سخن مي گويد. اين آيات، حقايق فراتر از اين جهان را در قالب الفاظي كه براي تفهيم و تفاهم امور اين جهاني وضع شده اند، ارائه مي كند و اين امر سبب مي شود كه فهم مقصود خداوند از آن آيات، براي همگان ميسر نباشد و براي پي بردن به آن، تلاش فكري ويژه (تفسير) ضرورت يابد. شايان ذكر است كه در فهم اين دسته از آيات علاوه بر توان علمي و مهارت فوق العاده، پاكي دروني و طهارت معنوي، نيز مؤثر است و كساني مي توانند آن مطالب عالي را از آيات كريمه درك كنند و براي ديگران تبيين نمايند كه از چنين ويژگي هايي برخوردار باشند.
3-آميختگي و پراكندگي مطالب
يكي ديگر از ويژگي هاي قرآن، آن است كه مطالب آن دسته بندي موضوعي ندارد و اين گونه نيست كه اين كتاب، تمام سخن خود درباره يك موضوع را يك جا و در فصل معيني بيان كرده باشد، بلكه در هر صفحه اي از آن و حتي گاه در هر آيه اي از آن، از موضعات متعدد و مطالب مختلفي سخن به ميان آمده است. (درحديث هم آمده است: «و ليس شيء ابعد من عقول الرجال من تفسير القرآن. ان الايه لينزل اولها في شيء و اوسطها في شيء و هو كلام متصرف علي وجوه ...) حر عاملي، محمد، وسائل الشيعه، ج 18، باب 13، از ابواب صفات قاضي، روايات 69، 73 و 74)
اين امر نيز، از جمله اموري است كه نياز به تفسير را ضروري مي سازد. (از توضيح اين ويژگي، و راز به كارگيري اين شيوه در قرآن كريم به دليل بررسي آن در دروس علوم قرآن و تفسير خودداري مي شود).
تمامي هنر خداوند وانبياي الهي در اين است كه سخنان آنان در عين سادگي كه يك فرد عادي ومعمولي هم ميتواند توشه خود را از آن بگيرد عميق وژرف نيز ميباشد كه كه حكيم ترين وداناترين افراد نيز ميتوانند توشه خود را از آن بردارند از آنجا كه قرآن سخن خداوند است وگوينده ان اشراف به تمامي عالم هستي دارد معاني كلام وي نيز كامل است ودقيقترين جمله براي معناي مورد نظر انتخاب شده و جالب اين كه به زبان عربي مبين است يعني قابل فهم براي همگان است ولي قابل فهم بودن آن براي همگان لازمه اش اين نيست كه مشتمل بر معاني دقيقه نباشد قرآن ظاهري دارد كه همگان ميفهمند وباطني دارد كه عميق است وحظ اهل باطن است و مس آن مخصوص پاكيزگان است بنا به آنچه در آيه لايمسه الا المطهرون آمده البته نكته ديگري در اينجا تذكرش لازم است و آن اين كه بر خي آيات به صورت متشابه نازل شده يعني معناي آن به صورت دقيق معلوم نيست و ممكن است توسط اهل باطل از آن برداشت ناصحيح شود وبه حسب انچه در خود قرآن امده جهت نزول اين آيات امتحان نمودن كساني است دچار انحراف فكري هستند تا آنها با تمسك به كلام الهي بتوانند به مقاصد باطل خود برسند ولي كساني كه مومن هستند اگر به حقيقت معاني اين متشابهات دست يابند خدا را شاكر خواهند بود و اگر دست نيابند به ان ايمان آورده وآنرا از جانب خداوند ميدانند وعلم آنرا به خداوند واگذار ميكنند وتمسك به محكات آيات نموده ودر مورد آيات متشابه قضاوت نابجا نمي كنند . يك جهت صدرو آيات متشابه واجمال برخي از آيات نيز اين است كه خداوند مردم را ناچار نموده كه نياز به قرآن ناطق يعني اهل بيت عصمت وطهارت وامامان معصوم پس از پيامبر را احساس كنند وكوس كتاب الله فينا ويكفينا سر ندهند آنچنان كه خليفه دوم پس از رحلت پيامبر گفت وميخواست با اين سخن جايگاه امامت وقرآن ناطق را حذف كند .
سؤال-اگر قرآن بايد تفسير شود ايا خدا نبايد به اين مطلب درقرآن تصريح كند؟
پاسخ-قرآن كريم خطاب به پيامبر گرامى(ص) مىفرمايد: «و انزلنا اليك الذكر لتبيّن للناس ما نزل اليهم و لعلهم يتفكرون» V}(سوره نحل، آيه44) و بر تو قرآن را نازل كرديم تا بر امت آنچه فرستاده شده بيان كنى باشد كه عقل و فكر به كار گيرند. معلوم مىشود كه آنچه كه خداوند برپيامبر نازل فرمود نياز به تبيين و توضيح دارد. قرآن مجيد كتابى است كه در اغلب موارد اصول و اركان را بيان داشته و بيان جزئيات را به پيامبر(ص) واگذار كرده است و در آيه ديگر فرموده است: A}«و ما انزلنا عليك الكتاب الا لتبين لهم الذى اختلفوا فيه؛ {A و ما قرآن را نازل نكرديم مگر براى اين كه حقيقت آنچه را كه مردم درباره آن اختلاف مىكنند را براى آنان روشن كنى» V}(نحل، آيه 64){V. بنابراين پيامبر(ص) در كنار و همراه قرآن و به نص صريح صدها آيه آن وظيفهدار تبين آيات خدا و جزئيات امور براى مردم است، لذا فرمود نماز بخوانيد آن گونه كه من نماز مىخوانم. و او نماز صبح را دو ركعت و... قرار داد و قرآن مجيد ما را به اطاعت از آن حضرت فرا خوانده است. A}«ما اتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا؛ {A آنچه پيامبر براى شما آورده بگيريد و عمل كنيد و آنچه را كه نهى كرده ترك كنيد» V}(حشر، آيه 7){V.
قرآن كريم خود مىفرمايد:« هو الذى بعث فى الاميين رسولاً منهم يتلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة و ان كانوا من قبل لفى ضلال مبين »(جمعه، آيه 2). اين آيه مىگويد يكى از وظايف و مسؤوليتهاى پيامبر اكرم(ص) تعليم كتاب و حكمت است معلوم مىشود كه قرآن نياز به تعليم دارد و اين طور نيست كه هر كسى بتواند قرآن را بفهمد و مطالب و احكام آن را درك كند
اول سلام! اينجا براي ما طلبه ها با گوشه حجره تفاوتي نداره. بهتر است ساعتمان را نه به وقت گرینویج بلکه به وقت صاحبِ زمان تنظیم کنیم.زکات علم ، آموختن است. بپرسید ، پیشنهاد دهید ، انتقاد کنید.ما جرات شنيدن حرف هاي شما را داريم،شما چطور؟(اين وبلاگ در سایت ستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی ایران ثبت شده است.)