رابطه علم غيب امام و خوردن سم
سلام بر شما خواهر گرامی و ممنون از پرسش خوبتون.
بنده
همین الان سوال شما را دیدم و ما معمولا پیش از ظهر کم پیش می آید که به
حجره سر بزنیم چرا که مشغول درس و کار و اینها هستیم. پس ببخشید که تا قبل
از 2 بعداز ظهر نشد. از اين به بعد اگر باسوالاتي مواجه شديد كه جواب آن
فوري است با تلفن 09640تماس بگيريد.
برای پاسخ به این سوال که جوابش هم
بسیار مفصل است که در یک کامنت هم نمیشه نوشت ولی چون برای تحقیق می خواهید
باید این چند نکته معلوم شود تا پاسخ روشن شود:
1. محدوده علم امام علیه السلام چقدر است؟ آیا علم غیب میداند یا نه؟
2. اصلا علم غیب چی هست که بحث کنیم آیا امام آن را می داند یا نه؟
3. اختیار این علم به دست کیست؟ آیا با خود امام علیه السلام یا با اراده و اذن خدای تعالی است؟
4. محدوده استفاده از این علم چقدر است؟ آیا امام علیه السلام هر کجا و هر وقت خواستند می توانند از این علم استفاده کنند؟
5.
اگر امام علیه السلام دانستند که در این کوزه سم است یا در کربلا شهید می
شوند یا در مسجد کوفه ضربت می خورند باید به این علم عمل کنند و از شهادت
پرهیز کنند. یا بندگی و عبودیت آنها رضای خالق را ایجاب می کند؟
هر کدام از اینها بحث های مفصلی دارد که می توان یک تحقیق خوب و جالب درباره آنها داشت و همه را در یک رساله علمی تدوین کرد.
اما پاسخ مختصر شما که لب مطلب است:
1. در کتاب شریف اصول کافی کتاب
الحجة یک بابی درباره علم امام هست به نام أنَّ الأئِمَّةَ اِذا شَاؤوُا
أنْ يَعْلَموُا عَلِموُا. احادیثی در این باب هست که مضمون آنها این است که
امام علیه السلام هنگامیکه چیزی را بخواهد بداند می داند. توضیح اینکه
امام همین که اراده کند بداند به اذن خدا می داند. و اراده او اراده خداست.
لذا پاسخ سوال این می شود که امام علیه السلام چونکه خوردن و آشامیدن
مربوط به امور روزمره زندگی شان بوده مثل هر روز و هر ساعت می خوردند و می
آشامیدند لذا اراده ای برای اینکه بدانند در کوزه یا غذا سم هست یا نه
نکرده اند و به طور طبیعی مثل هر روز خوردند یا نوشیدند. و بعد معلوم شده
که سم بوده است. یعنی نخواستند که بدانند در آن ظرف یا غذا سم است. پس کلا
سوال منتفی می شود.
2. پاسخ دیگر اینکه ما متاسفانه امام علیه السلام را با خودمان قیاس می کنیم. و فکر می کنیم او هم مثل ما می اندیشد که از این کار در روایات نهی شده است مانند: قَالَ عَلِيٌّ علیه السلام: «نَحْنُ أَهْلُ الْبَيْتِ لَا يُقَاسُ بِنَا أَحَدٌ فِينَا نَزَلَ الْقُرْآنُ وَ فِينَا مَعْدِنُ الرِّسَالَةِ». (بحار الأنوار، ج26، ص269، ح 5). توضیح اینکه مثلا اگر به ما گفته شود شما امروز که از منزل بیرون آمدید سر چهارراه یک چاه است که درآن سقوط میکنید ما اصلا از خانه بیرون نمی آییم یا مسیرمان را عوض میکنیم ولی امام علیه السلام اگر هم بداند که در کربلا شهید میشود اهل بیتش به اسارت می روند که میدانستند هم، مثل ما فکر نمی کند او می بیند که آیا خدای تعالی چه می خواهد راضی است که در این مسیر برود یا نه؟! وقتی امت اسلامی به احتضار در آمده و حاضر نیست که به دامن خدا و جانشینان برحقش باز گردند و مانند معاویه ای را بر امام علی و امام حسن علیهما السلام ترجیح می دهند ویا یزید شرابخوار و میمون باز را بر امام حسین، و همینطور دیگر ائمه علیهم السلام چاره ای جز این نمی ماند که این امت را یک عمل جراحی کرد تا اسلام حفظ شود و آن خون ابی عبد الله الحسین یا فاطمه زهرا سلام الله علیها است. لذا این فکر ما غلط است و قیاس با خودمان است برای همین این سوال پیش می اید که اگر می دانستند پس چرا سم خوردند یا رفتند به سوی شهادت. در حالیکه سوال از اساس غلط است وقتی چاره ای جز خون امام نیست برای حفظ اسلام و بیداری مردم غفلت زده خدای تعالی هم قضاوت می کند که مانند امام حسینی یا امام علی در بین این امت نباشد کسانی که یزید را بر امام حسین ترجیح می دهند لیاقت امام را ندارند. قضاوت می شود که امامشان در بینشان نباشد مثل الان که قضاوت شده است که اماممان در غیبت باشند.
اما برای علم امام علیه السلام در تفسیر آیه شریفه 12 سوره یس «وکُلَّ
شّيْءٍ أحْصَيْنَاهُ فِي إمامٍ مُبِينٍ». در کتاب معاني الأخبار، ص95، باب
معنى الإمام المبين، روایت مفصلی آمده که خلاصه اش این است: رسول اکرم
فرمودند: «علي بن ابيطالب، همان امام مبيني است که خداي تعالي علم هر چيزي
را در او احصاء کرده است».
و یا در دعاي ندبه درباره پیامبر اکرم صلی
الله علیه و آله می خوانیم: «و اَوْدَعْتَهُ عِلْمَ ما کان و ما يَکون إلي
انْقِضَاءِ خَلقِک». یعنی خدایا علم گذشته و آینده را در آن حضرت به ودیعه
گذاشتی.
البته در کتب حدیثی ما روایات فراوان و مفصلی درباره علم امام
آمده است مانند بحار الانوار جلد 15و 23 و 24 و 25 و 26 و 54. که احادیث
مفصل و مهمی در باب معرفت به ائمه و علم آنها آمده است.
باز هم در خدمت شما هستیم.
موفق باشید.
اول سلام! اينجا براي ما طلبه ها با گوشه حجره تفاوتي نداره. بهتر است ساعتمان را نه به وقت گرینویج بلکه به وقت صاحبِ زمان تنظیم کنیم.زکات علم ، آموختن است. بپرسید ، پیشنهاد دهید ، انتقاد کنید.ما جرات شنيدن حرف هاي شما را داريم،شما چطور؟(اين وبلاگ در سایت ستاد ساماندهی پایگاههای اینترنتی ایران ثبت شده است.)